الينا
ناله تا چند كنم از پي بيماري دل / كو طبيبي كه كند فكر پرستاري دل
الينا
دل بريدم از تمام زندگي / با تو گم گشتم بنام زندگي / با تو بودن شد برايم هر نفس /معني ناب كلام زندگي
الينا
الهي پايي ده كه با آن كوي مهر تو پوئيم و زباني ده كه با آن شكر آلاي تو گوئيم.
الينا
الهي اگر مستم و اگر ديوانه ام ،از مقيمان اين آستانه ام آشنايي با خود ده كه از كائنات بيگانه ام.
الينا
الهي همه آتشها در محبت تو سرد است و همه نعمتها بي لطف تو درد است.
الينا
مرا همینطور ساده دوست داشته باش با موهایی که نوازش میخواهند و دستهای که نوازشت میکنند و چشمهایی که به شرقیِ صورتِ من میآیند .
الينا
دارد از بي همدمي فرياد من رنگ سكوت /رازها در سينه دارم اشناي راز نيست
الينا
تابوت من آهسته از آن كو گذرانيد / چون نيست اميدي كه بيايم دگر آنجا
الينا
نميدانم چرا بين اين همه آدم پيله كردم به تو ، شايد فقط با تو پروانه مي شوم.