الينا
الهي از سه چيز كه دارم در يكي نگاه كن :اول بيخودي كه جز تو را از دل نخاست ،دوم تصديقي كه هر چه گفتي گفتم راست سوم چون با ذكرم خاست دل و جان جز تو را نخواست .
الينا
هيچ انتظاري از كسي ندارم و اين نشان دهنده قدرت من نيست خستگي از اعتمادهاي شكسته است.
الينا
مثل غريبانم نميدانم چرا ؟ روز و شب سر در گريبانم نميدانم چرا ؟هر كه را از روي دل جانم فدايش مي كنم ،مثل عقرب مي زند نيشم نميدانم چرا ؟
الينا
الهي خود را از همه بتو وابستم ،اگر بداري ترا پرستم و اگر نداري خودپرستم ،نوميد مساز بگير دستم .
الينا
الهي راهم نما به خود و باز رهان مرا از بند خود ،اي رساننده به خود برسانم كه كسي نرسيده به خود .
الينا
من مي بافم او نيز مي بافد من كلاه را تا سرش را گرم كند او نيز دروغ را تا دلم را گرم كند .
الينا
هفت شهر عشق را عطار گشت /ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم