الينا
الهي من غلام آن معصيتم كه مرا به عذر آرد و از آن طاعت بيزارم كه مرا به عجب آرد .
الينا
الهي تو دوختي در پوشيدم و آنچه در جام ريختي نوشيدم ، هيچ نيايد از آنچه ميكوشيدم .
الينا
الهي خود را از همه بتو وابستم ، اگر بداري ترا پرستم و اگر نداري خود پرستم نوميد مساز بگير دستم .
الينا
الهي دستم گير كه دست آويز ندارم ، و عذرم بپذير كه پاي گريز ندارم .
الينا
الهي بر من آراستي خريدم و از هر دو جهان دوستي حضرت تو گزيدم .
الينا
الهي از آنچه نخواستي چه آيد ، و آن را كه نخواندي كي آيد ، ناكشته را از آب چيست ، و ناخوانده را جواب چيست ، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنكه بوي گل در كنار است .
الينا
الهي ضعيفان را پناهي ، قاصدان را بر سر راهي ، مومنان را گواهي ، چه عزيز است آنكس كه تو خواهي .