الينا
روي مجنون بود در ليلي ولي زد بحر عشق / عاقبت موجي كه گم شد ليلي و مجنون در او
الينا
اي صبا پيراهن يوسف مگر همره توست / از كدامين باغ اين گل در گريبان كرده اي
الينا
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام
الينا
وادي پيموده را از سر گرفتن مشكل است / چون زليخا عشق مي ترسم جوان سازد مرا
الينا
تير مژگان تو روزي ز گمان گر گذرد / اولين بار منش سينه سپر خواهم كرد
الينا
من همان روزي كه روي تو بديدم گفتم/هيچ شك نيست كه از روي چنين ناز ايد
الينا
وابستگي ها وام هاي كوتاه مدتي هستند با بهره هاي سنگين !
الينا
اينقدر به اين روزهاي تلخ عادت كرده ام كه وقتي لبخند ميزنم قلبم تير ميكشد ...!بيچاره دلم ...!چقدر زود عادت ميكندبه نبودن هر آنچه ميخواست ....!؟!
الينا
الهي راهم نما به خود و باز رهان از بند خود ،اي رساننده به خود برسانم كه كسي نرسيده به خود .
الينا
اي كردگار نيكو كار ،آنچه بي ما ساختي بي ما راست دار و آنچه تو بر تاوي به ما مسپار .
الينا
الهي هر چه نشان ميشمردم پرده بود و هر چه مايه ميدانستم بيهده بود .
الينا
تا با دل من گرفتي ايجان تو قرار / من ديده ي خويش كرده ام لوءلوءبار/ باشد كه به صحبت سرشكم يك بار / از راه دو ديده ام در آئي بكنار
الينا
واقعيت را جا ميگذاريم هر روز صبح پشت در اتاق گريم ... از بس كه ادمها واقعي بودنمان را دوست ندارند!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
يك آرزو تنها يك آرزو مرا بيش نيست .