دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

alireza sadeghi

alireza sadeghi
مرد - مجرد
امتیاز: 369

دنبال‌شدگان

(67 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(56 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

alireza sadeghi
alireza sadeghi

آنها یی که به بیداری خدا خداوند اعتماد دارند راحتر می خوابند

alireza sadeghi
alireza sadeghi

مخ بضیا علاوه بر اینکه تاب داره سرسره هم داره

alireza sadeghi
alireza sadeghi

رمز موفقیتم رو چند سال پیش عوض کردم حالا هر کاری میکنم یادم نمیاد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

نماندست چیزی به جزغم ... مهم نیست گــرفته دلـــم از دو عالم ... مهـــم نیست تـــو را دوست دارم قسم به خدا که... اگر چه پس از تو خدا هم مهم نیست فقــــط آرزو مـــی کنم کــــه بمیرم پس از آن بهشت و جهنمّ مهم نیست همان وقت رانده شدن به زمین ... آه !

alireza sadeghi
alireza sadeghi

ملت از خونه زنگ میزنن بیرون ، غذا سفارش میدن؛ من از بیرون زنگ میزنم خونه سفارش میکنم غذامو نخورن

این ارسال را بازنشر کرده است.
alireza sadeghi
alireza sadeghi

تا حالا دقت كردين هيچ قنادى قند نميفروشه هيچ عطارى عطر نميفروشه قهوه خونه هام همه چى دارن جز قهوه! چـــرا واقعا؟؟

alireza sadeghi
alireza sadeghi

حاجی دو سه روز است خطرناک شده/من فکر کنم حافظه اش پاک شده/می خواهد خاک جبه را بفروشد/رفته ست فروشنده املاک شده

alireza sadeghi
alireza sadeghi

بچه ها اگه موافق باشین یه بحث جدی درباره ی مشکلات مشترک خودمون رو انتخاب کنیم و دنبال کنیم

alireza sadeghi
alireza sadeghi

دو چشم تر، آوردم كه تر قبول كني دلي شكسته برایت ، اگر قبول كني! به جاي اسم فرستنده مي نویسم : باد كه شرم داري، از ، این پسر قبول كني ! نه اینكه خانه تو جاي هیچ من باشد كه راضیم فقط از پشت در قبول كني غرور هست و خدا هست و گریه اي هم هست و این ترانه ، اگر بیشتر قبول كني!

alireza sadeghi
alireza sadeghi

تو آمدي كه بگویي: اگر... اگر مي رفت... تو آمدي و كسي داشت سمت در مي رفت! تو آمدي و چنان زل زدي به پوچي من كه داشت حوصله انتظار سر مي رفت!! ¯ تو آمدي و كسي گوشه غزل هي با ردیف و قافیه هایي عجیب ور مي رفت تو آمدي ، كلماتي كه مرد ساخته بود شبیه صابون ، از دست شعر در مي رفت از اینكه آمده تا... بیشتر پشیمان بود از اینكه آمده تا... هرچه بیشتر مي رفت! ¯ اشاره كرد خدا سمت پرتگاه ... ولي به گوش من... وتو این حرفها مگر مي رفت!    تو آمدي كه بگویي... به گریه افتادي! و پشت پنجره انگار یك نفر مي رفت

α√α ...
α√α ...

اگر “ضربه فنی” شدی ، دوباره شروع کن…… “ضربه مغزی” که نشدی……!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
alireza sadeghi
alireza sadeghi

مامدعیان انتظاریم،زیاد/با آمدنت کار نداریم زیاد/هر روز بیا ولی به غیر از جمعه/ چون جمعه امام جمعه داریم زیاد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

سلام

alireza sadeghi
alireza sadeghi

تا حالا به این فکر کردی هر تو جوراب می پوشی دمپایی دستشویی خیس هستش