نگاهی می كنی، ما رو
مگه عاشق ندیدی، تو
یا شاید دیدی و
رسواترین عاشق ندیدی، تو
یا ما مجنونیم و، خونه خرابی عالمی داره
یا عشقت مونده و دست از سر ما بر نمی داره
خداییش فرقی هم انگار نداره
یا اگه داره دل رسوای ما بند كرده و بازم گرفتاره
گذشته ی من گــــــذشت...! حتی می توانم بگــــویم در گذشت و من برایش ماهها و روزها سوگــواری و سکــوت کردم خاطـــراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم!! ولــــــی..... دیگر بس است! من به شـــروع دیگری می اندیشم به شروع زنــــدگی دیگری...!!
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال
و در جنوب ترین جنوب
همیشه در همه جا
آه با که بتوان گفت
که بود با من و
پیوسته نیز بی من بود
و کار من ز فراقش فغان و شیون بود
کسی که بی من ماند
کسی که بی من نیست
کسی ...
دگر کافی ست










13 سال و 1 ماه و 7 روز و 23 دقيقه قبل