چشمام و باز کردم دیدم که پاییز ِ دیدم هنوز قصه ات سرد و غم انگیز ِ
چشمام و واکردم دیدم هوا سرده
دستام تب داره پاهام یخ کرده
میلرزم و تنها تقدیر ِ من اینه یکدونه هیزم نیست اینجا تو شومینه
هی با خودم میگم گم کردی روزاتو
از شاخه افتادی لعنت به من باتو
لعنت به من باتو
لعنت به من ...
.
.
.
بارون زد و کوچه حال و هواش بد شد
بلوار ِ.بارونی
از تو چشام ردشد
لعنت به این پاییز لعنت به این سردی
اصلا چرا امروز
چشماتو باز کردی
چشماتو باز کردی
چشمام و باز کردم دیدم که پایزه
بر و بچ اصفهانی دنبالر: اگر کسی مایل به شرکت در میتینگ2 (میتینگ پاییزی) هست لطفاً خبر بده!!!!!! در ضمن یه مکان پیشنهاد بدین!!!!!! زمان میتینگ بعد از مشخص شدن افراد و مکان تعیین خواهد شد!!!!!!










13 سال و 1 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 19 دقيقه قبل