خواهش میکنم.
اینم خوبه : [لینک]
ساده است و زیبا. !
این یکی هم یه ذره پاشنه اش بلند ه: [لینک]
البته اگرم اینا خوب نیستند برم از انبار بیارم !. ش.فروشنده
@گـلـپــری یه ضربه محکم به توپ میزنه. که تا انتهای سالن میره! همه دوستاش تعجب زده بهش میگن چرا این همه محکم زدی که توپ بره بیرون زمین ؟! [لینک] @گـلـپــری میگه : آخ . یه لحظه توپ رو با کله ی @alireza اشتباه گرفتم
سر به #هوا نیستــــم امــــا همیشـــــه چشــــم به #آسمان دارم حال عجیبـــی ست دیدن ِ همان آسمان که ... شاید " #تو" ... دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده ای.....
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد
و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت
و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت
و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد.
سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛
سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟
و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛
و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند.
او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند:
"بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت
و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد.
"در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!"
همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت:
" حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست،
توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند
خدایتان
خانواده تان
فرزندانتان
سلامتیتان
دوستانتان
و مهمترین علایقتان
چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند
مثل کارتان،
خانه تان
و ماشينتان.
ماسه ها هم سایر چیزها هستند
مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد:
"اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید،
دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه،
درست عین زندگیتان.
اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین،
دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه.
به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین،
با فرزندانتان بازی کنین،
زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین.
با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید
و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست.
همیشه در دسترس باشین.
.....
اول مواظب توپ های گلف باشین،
اول مواظب توپ های گلف باشین،
چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین.
بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت:
" خوشحالم که پرسیدی.
این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست،
همیشه در زندگي شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "
حالا با من یک قهوه میخوری؟
حال که تنها شده ام ( همین طور که مشهده می کنید کاملا کپی شده. [لینک]
نوشتن دیدگاه
نوشتهشده به دست esalat در 26 اکتبر 2011
حال که تنها شده ام می روی واله و رسـوا شده ام می روی
حال کـه غیـر از تـو نـدارم کسی این همـه تنها شده ام می روی
حال که چـون پیکر سوزان شمع شعلــه سراپـاشــده ام می روی
حـال کـه در بـزم خـرابـاتیـان همـدم صهبا شده ام میروی
حال کـه در وادی عشق و جنون لالــه صحــرا شـــده ام می روی
حـال که غیـر از تو ندارم کسی دور ز تـن هـا شــدهام میروی
حال که چون پیکر سوزان شمع شعلـه سـراپا شـدهام میروی
حـال کـه نادیده خریدار آن گوهر یکتا شده ام میروی
حال که در بحـر تماشای تو غرق تماشا شده ام میروی
این همه تنها تو مرا خواستی حال کـه تنهـا شـده ام میروی
حـال کـه نادیـده خریـدار آن گوهـر یکتـا شده ام میروی
این همه رسوا تومراخواستی حال که رسـوا شده ام میروی
درود. این آهنگ رو از یک وبلاگ دیدم(اسمش یادم نیست. البته بگردم دنبال ادرسش هم هیشکی نمیره پس فرقی نداره)...... زرد.سرخ.ارغوانی . (فکر کنم کاری از امیرحسین سام بود ) .... پاییز و رنگ ها و .... است. انشاا... دوست داشته باشید. [لينک]
@گـلـپــری حسنی نگو ، جوون بگو ؛ علاف و چش چرون بگو ؛ موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه... نه سیما جون ،نه رعنا جون نه نازی و پریسا جون ،هیچ کس باهاش رفیق نبود ؛ تنها توی کافی شاپ نگاه می کرد به بشقاب ! باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی؟ نه نمی رم نه نمی رم! به دخترا دل می بازی ؟! نه نمی دم نه نمی دم! #گل-پری جون با زانتیا ، ویبره می رفت تو کوچه ها ؛ گلیه چرا ویبره میری؟ دارم میرم به سلمونی که شب برم به مهمونی.. گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین یه کمی به من سواری می دی ؟! نه که نمی دم چرا نمی دی ؟ واسه اینکه من #قشنگم ، درس خونم و #زرنگم اما تو چی ؟ نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه ...
تقویم رو نگاه کن! 7 آبانه! اما چرا چیزی توش ننوشته؟ مگه اینجا ایران نیست؟ مگه 7 آبان زادروز پدر ایران, بنیانگذار حقوق بشــر کوروش بزرگ نیست؟ نمیدانم علت چیســت.. به هر حال این روز بزرگ بر تو ایرانی گرامی باد
۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند. اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند.
در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.
نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
برده داری را بر انداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. ...
من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند.
خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ...
او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.
ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.
فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند.
همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ...
من برای همه مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام میگذارم.
همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من .در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند.
تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند.
اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند.
هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شدهاند تنبیه شود.
من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود.
شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شدهاند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»
شاید بی مناسبت نباشد حقایقی را که خیلی از ایرانیان نمیدانند در این مورد بدانیم.کوروش قبل از مرگش با هوشیاری و ذکاوت خاصی وصیت به دفن خود و مادر
وایییییی. من حضور دارمش.
خواهرم هر وقتی بازی میکرد برای همین نگه داشتیم.
بهترین بازی ه. یادش بخیر.
تازه یکی از اقواممون شبیه ش رو برای خودش ساخته بود : دی
14 سال و 10 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 20 دقيقه قبل[لینک]
انشاا... هر چی که پسندت بوده خریدی و به شادی استفادش میکنی.
14 سال و 10 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبلمرسی ولی این بلنده من نیم بوت دوست دارم
14 سال و 10 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبلخواهش میکنم.
ش.فروشنده
14 سال و 10 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 18 دقيقه قبلاینم خوبه :
[لینک]
ساده است و زیبا. !
این یکی هم یه ذره پاشنه اش بلند ه:
[لینک]
البته اگرم اینا خوب نیستند برم از انبار بیارم !.