علیــــ
پای هر خداحافظی، محکم باش ... کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دوست و زنجیر کردن یک روح را /// اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر؛ و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند. کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیري.... ... باید باغِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی،،،،،، آری پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی میارزی.
علیــــ
خدایـــــــــــا قیامتت را بر پا کن تو اگر خسته نشده ای ، ما عجیب خسته ایم.!!!!
علیــــ
اونیکه قدش به عشق نمیرسه غرورتم بگذاری زیر پاش باز هم بهش نمیرسه...
علیــــ
ابیــــــانه ، یاقوت کویر
علیــــ
بارها میتونستم مچت رو بگیرم ولی دستت رو محکمتر گرفتم!!
علیــــ
آهسته بيا ... چيزي هم ننويس ! " Like " را هم فشار نده همان كه بخوانی بس است من به بیمحلی های تو عادت دارم ...
علیــــ
به او .....زل میزنی!!! و به چشمهایش خیره میشوی...به نگاهش ... آرام میگویی:با من بازی نکن.... و او ....... و او درست همین کار را میکند!...!!!
علیــــ
هزار هم از این دنده به آن دنده شوی فایده ندارد؛ این تخت خواب، آغـــوش کم دارد...
علیــــ
چه رنج آورست ! می سابم با سوهانی تمامیِ خطوطِ اندامم را تا شاید پاک کنم اثـرِ لـمسِ سر انگـشتانت را از اعماقِ تار و پـودم ... !
علیــــ
روی این تخت خواب "وارونه" خواهم خوابید! . . "خیانت" است به تو! سر بر کنار"خیالت" گذاشتن
علیــــ
تشنگی بهـــــــانه بود / آب را... با لیوان "تــــــــــو "می خواستم
علیــــ
دلتنگی هایم با صدای تپش های قلب تو، پایان می یابند... من خودم را ، لحظاتم را ، با صدای تو کوک کرده ام ... بیا کوکم دارد تمام میشود ....