MOHAMMAD
آهای ایــــوبــــــ کجایی؟! تا برایتــــــ از صبــــــر بگویـــــم . . .
MOHAMMAD
مــی دانـــی اگـــر هنوز هم تو را آرزو می کنم برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !! شــایـــــد آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ..
MOHAMMAD
کاشــــــ می شـــد زندگی را هم عوضــــ کــــرد مثل «چایی» وقتی که ســــــرد می شود . . .
MOHAMMAD
گاهی حرف نزدن از حرف نداشتن نیست ، از حرف زیاد داشتنه ، از این حال باید ترسید چون یا به گریه ختم میشه یا به خشم!!!
MOHAMMAD
یادش بخیر کودکی! قهر میکردیم تا قیامت ...... و لحظه ای بعد قیامت می شد
MOHAMMAD
حالا كه رفتهــ ای، ساعتهــــا به این می اندیشم كه چرا زنــــده ام هنـــوز؟ مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟ خدا یادش رفته استــــــ مرا بكشــــد، !!!!!!!!یا تــــــو قرار استــــــ برگردی؟!
MOHAMMAD
رفتن بهانه نمی خواهد... بهانه های ماندنی که تمام شود کا[!]ت...
MOHAMMAD
دلتنگم! برای کسی که مدتهاست، بی آن که باشد، هـر لحـظه، زنـدگی اش کـرده ام !
MOHAMMAD
چه کلمه ی مظلومی است قسمت... تمام تقصیرهای ما را گردن میگیرد
MOHAMMAD
گاهی باید به دور خودیک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری...... که این دیوار را بشکنند
MOHAMMAD
کسی که در برابر خداوند زانو می زند؛ می تواند در برابر هر کسی ایستادگی کند ...
MOHAMMAD
شب را خاموش کن بگذار بتابد چشمهایت!
MOHAMMAD
گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر میشود که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم، و روی آن دراز بکشم، آرام و آسوده........ مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب است......
MOHAMMAD
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود ... !