amin
رفتی و ماندم .......میمیرم تا بمانی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مردم.........
amin
موقع رفتن نگو برو .......بگو بگذار بروم تا بمیری......
amin
اگر بدانم حالم را میپرسی.......... بی درنگ میمیرم.......تا به دیدارم آیی......
amin
رفتن را هرگز صرف نخواهم کرد....... حتی اگر نیایی..........
amin
دلم خواهد مرد ..........بی آنکه بدانی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
amin
آرزوهایم فرار میکنند ..........انگار آنها نیز مرا نمیخواهند...
amin
دلم میخواست مجنونت باشم .......ولی حیف دیوانه ام کردی تا نقهمم....عاشقم یا عاقل
amin
کلاغ ها گرچه سياهند و آوازشان خوش نيست اما آنقدر با وفايند که شاخه هاي خشک درختان را در فصل سرد زمستان تنها نميگذارند . . .
amin
اگر ھستي زند ھر لحظه تیرم ....وگر از عرش برخیزد صفیرم... دل از اين عمر شیرين برنگیرم... به اين زودي نمي خواھم بمیرم.....
amin
تو رفته اي كه بي من تنھا سفر كني....... من مانده ام كه بي تو شب ھا سحر كنم....... تو رفته اي كه عشق من از سر بدر كني...... من مانده ام كه عشق ترا تا ج سر كنم........
amin
دل من جام لبريز از صفا بود..... ازين دلھا ازين دلھا جدا بود.... شكستندش به خودخواھي شكستند..... خطا بود آن محبت ھا خطا بود.....
amin
اگر من لاله اي بودم به باغي....... نسیمي مي گرفت از من سراغي........ دريغا لاله اين شوره زارم .......ندارم ھمدمي جز درد و داغي..........
amin
مرا نازنین از ياد برده .....به آغوش فراموشي سپرده..... امیدم خفته اندوھم شكفته .....دلم مرده تن و جانم فسرده...........