amir-mohamad
میدونی مـن آدم حسـودی نیستم!!! فقــط...
amir-mohamad
میان این همه نبودن... خسته نشدی؟
amir-mohamad
بانو ! از تو گریزی نیست ...به دنبالت می آیم... اما تو از من گریزان باش ...شاید دیرتر بمیرم...
amir-mohamad
سرنوشت چشـاش کـور ِ نمی بینـه / زخم خنجـرش میـمونه تــو سینـه
amir-mohamad
قصهء گذشته های خوب ِ من / خیلی زود مثل یه خواب تموم شدند
amir-mohamad
در حســرت دیـــدار تـــو / آواره تـرینــــــم
amir-mohamad
سایمن گیتلمن: «عالیجناب وقتی فرمان نابودی چند هزار هائیتیایی را صادر کردند چه حالی داشتند؟» تروخیو: «از رئیس جمهور سابق خودتان پرزیدنت ترومن بپرس وقتی فرمان انداختن بمب اتمی روی هیروشیما و ناکازاکی را صادر کرد چه حالی داشت. آن وقت میفهمی من آن شب در داخابون چه حالی داشتم.» ( Book Title: [La Fiesta Del Chivo - 2000] Writer
amir-mohamad
تاکو: «خدا با ماست، چون از یانکیها متنفره.» بلوندی: «خدا با ما نیست، چون از احمقها هم متنفره.» (( خــوب / بــد / زشت ))
amir-mohamad
اندی: «میدونی مکزیکیها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟» رِد: «نه.» اندی: «میگن هیچ خاطرهای نداره. این دقیقاً همون جاییه که من میخوام بقیهٔ عمرمو اونجا زندگی کنم. یه جای گرم که هیچ خاطرهای نداره.» (( زندان شائو شنگ ))
amir-mohamad
دکتر سپید بخت: «من فکر میکردم این ماییم که بی اعتقادیم... ولی نسل شما واقعاً دست همه ما رو از پشت بسته.» مژگان: «وقتی آیندهای نداری مثل اینه که خونهتو روی آب بسازی... ما یاد گرفتیم شناگرای خوبی باشیم.» عنوان فیلم: [خانه ای روی آب - 1380] کارگردان: [بهمن فرمان آرا] نویسنده: [بهمن فرمان آرا]
amir-mohamad
رنگ شب میشود روزگارم وقتی تو نیستی ..
amir-mohamad
ریشه ام در خاک بغض میکند... چروک خورده و نالان... که شاید روزی... طعم بوسه های خورشید را تجربه کند...
amir-mohamad
روزی می آید که میپرسم ... برایم میمانی؟ و جواب میدهی ...رفته بودم که برگردم...
amir-mohamad
شبها کنار خیابان گربه ها را می پیچانم // نمیدانم آنها موشها را خورده اند که دیگر دیوار دلت صدایم را نمی شنود ؟؟؟
میدونی مـن آدم حسـودی نیستم!!!
13 سال و 23 روز و 22 ساعت و 43 دقيقه قبلفقــط...
فقـط به کسـی که قــراره بعـد از من وارد زندگیـت بشـه و اون بشـه "نفـسـت " , حسادت میکـنم !
به کسـی که قـراره به جای مـن تـوی چشــمای نوازشـگرت نــگاه کـنه...
به کسـی که قـراره بـه جای مـن دســتای
مهـربونت رو لمـس کـنه و گرم بشـه
به کسـی که آغـوشتــــ میـشه امنیـتش...
به کسـی که "تو " میـشی " گـل نازش "!
به کســی که تو میـشی آرامشش!!
فقـط...
فقـط کــاش مثــل من قدرت رو بــدونه!
مثـل مـن دوسـتت داشـــته باشــه...
مثل من دلتنگتـــ بشـه!
مثل من غـرور بـراش معــنا نداشـته
باشــه...
مثـل من .....
مثل من شبـا دلـش بهـونه " تـو " رو بگیره و بدون آغـوشت حتـی فرضـی ,
خوابـش نبره ...
مثل من "تـو " بشـی تمـام زندگیش!
مثـل من مراقبـت باشـه...
مثـل من نــگرانت باشـه!!
مثـل من با "تـو " بـودن براش هـمه چــی باشـه!!
مثـل مـن .....
خـدا کـنه برات سنـگ تموم بـذاره و
خوشــبختتــــ کنـه..
تنها آرزوم " آرامش" و " خوشـبختی" توئه!
" دوسـتت دارم "
راسـتی این دل نوشـته رو با اشـک بخـون!!!!!