♥➹ aM!r hEsAm
هر که درکش بیش دردش بیشتر................................
♥➹ aM!r hEsAm
گاه آدمی در بیست سالگی می میرد ولی در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود "صادق هدایت"
♥➹ aM!r hEsAm
روزانه هزاران انسان به دنیا میآیند... اما انسانیت در حال انقراض است!
♥➹ aM!r hEsAm
تنهایی دوستی هست که هیچ وقت خیانت نمی کند...................
♥➹ aM!r hEsAm
اینقدر خودت رو اذیت نکن اونی که بودنت رو قدر ندونست لایق حضور در فکرتم نیست.......................
♥➹ aM!r hEsAm
نفس میکشم تا به جای مرده ها خاکم نکنند! اینگونه است حال من چیزی نپرس....
♥➹ aM!r hEsAm
سیگارم چه خوب درک می کند مرا... وای که چه زیبا کام میدهد... این نو عروس هر شب تنهایی هایم... لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند... و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم... ... ... ... چه لذتی می بریم از این همخوابگی... او از جان مایه می گذارد و... من از عمر... هر دو می سوزیم به پای هم...
♥➹ aM!r hEsAm
من نمـــــــــــی گویم دنیـــــــا را به پایت میریزم مهـــــــم اینست آنچه را که داری خــــــــــراب نمی کنم !!
♥➹ aM!r hEsAm
عجب رسم عجیبی بچه که بودیم از تکلیف می ترسیدیم بزرگ شدیم از بلاتکلیفی.................................
♥➹ aM!r hEsAm
در مسیرهــای نــاهمـوار ِ زنــدگـی می تــوان رفــقای نیــمه راه را شنــاخـت... وگـــــرنــه ،در مسـیـرهـــای ِ هــــمـوار همـــه هـــــمراه انـــــد !!!
♥➹ aM!r hEsAm
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! ... اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد,,,,
♥➹ aM!r hEsAm
آدم بعضی وقت ها خودش دلش می خواد خطا کند! می داند آخر این راه که می رود بن بست است, اما می رود.. و تمام راه می داند که دارد خودش را گول می زند.. شاید فقط می خواهد خودش را آرام کند, دردش را درمان کند و یا بدین شکل خودش را از سردرگمی در بیاورد.. این راه برای بعضی ها به قیمت زندگیشان تمام می شود ولی برای بعضی های دیگر فقط یک خاطره باقی می ماند...
♥➹ aM!r hEsAm
گیریم که سلام....! به فرض که حالت را بپرسم! سراغت را بگیرم.. بودنت را گدایی کنم.. چه فرقی میکند؟! وقتی آنگونه هستی که نباید باشی...