احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني آه باران من سراپاي وجودم آتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني
احمد
عشق یعنی گم شدن پیدا شدن/ عشق یعنی غرق در رویا شدن عشق یعنی حسرت دیدار تو/ عشق یعنی من شوم بیمار تو
احمد
هر دم به بهانه ای تو را یاد کنم / افسرده دلم به یاد تو شاد کنم بی تو دل من چو کلبه ای خاموش است / با یاد تو این خرابه آباد کنم
احمد
همیشه کسی رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهی برای اینکه تو قلبش جا بگیری خودت رو کوچیک کنی
احمد
تو نباشی لحظه ها بیهوده است/در پس لبخندهایم گریه است/تو نباشی غم اسیرم میکند/دوریت هر لحظه پیرم میکند
احمد
باید دل من بسوزد و دل بشود / تا این که مقابل تو قابل بشود من شعر سروده ام فقط، شرمنده / در وصف تو باید آیه نازل بشود!
احمد
در فاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است / هر که بر جانت کند جان میدهم / ناز او را هرچه باشد میخرم
احمد
گفته بودی چرا غرق تماشای منی آنقدر مست که یک دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشــم تو به قــدر مژه بر هــم زدنی
احمد
ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساخت ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
احمد
دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچکس فکر نکرد که من شاید...گل کاشته ام...
احمد
یادته زیر گنبد کبود دوتا عاشق بودن و کلی حسود تقصیر همون حسودا بودکه حالا شده یکی بود یکی نبود...
احمد
تو نباشی بهشت هم برود به جهنّم
احمد
عشق مثل نماز خوندن میمونه بعد از اینکه نیت کردی دیگه نباید به اطراف نگاه کنی.
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 16 ساعت قبل