احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
می روم تا در میخانه کمی مست کنم/ جرعه بالا بزنم آنچه نبایست بکنم/ آنقدر مست که اندوه جهانم برود / استکان روی لبم باشد و جانم برود / برود هر که دلش خواست شکایت بکند/ شهر باید به من الکلی عادت بکند ...
احمد
ای که از کوچه ی تنهایی ما میگذری راه باز است بگذر کوچه ما بن بست است ...
احمد
شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود نه که سر گشته نبود نه که معشوقه نداشت سالها بود دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود...
احمد
ديدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زير باران پوسيد آدم که نکشته بود . عاشق شده بود
احمد
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی …. وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی
احمد
کاش کسی تو دلم پا نمیزاشت ، دیگه دارم خفه میشم از بوی جورابش !
احمد
هیچ وقت نباید به اجبار خندید، گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد. تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از باران هم زیباتر است.
احمد
اعتماد مثل كاغذه اگه مچاله شد، هر چقدر هم صافش كنى محاله به حالت اولش برگرده
احمد
رابطه ای که توش اعتماد نیست مثل ماشینیه که توش بنزین نیست تا هر وقت بخوای می تونی توش بمونی ولی تو رو به جایی نمی رسونه . . . !
احمد
این روزها هوا خیلی غبار آلود اسـت؛ گرگ را از سگ نمی توان تشخیص داد ! هنگامی گرگ را می شناسیـم؛ كه دریده شده ایم
احمد
خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را... یکی مثل نسیم دشت میگوید:کنارت هستم ای تنها........
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 42 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل