احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
در حسرت یک ناله ی مستانه بماندیم ویران شود این شهر که میخانه ندارد
احمد
کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد بر شور زار دلها باران نخواهد آمد شاید به شعر تلخم خندیده باشی اما ...جای که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد.
احمد
شنو از نی،نی حصیری بی نواست بشنو از دل،دل حریم کبریاست نی بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ی دلبر شود
احمد
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود از هرچه زندگیست دلت سیر می شود گویی به خواب بود جوانیمان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
احمد
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است.
احمد
هر كه با پاكدلان ، صبح و مسائى دارد دلش از پرتو اسرار، صفائى دارد زهد با نیت پاك است نه با جامه پاك اى بس آلوده ،كه پاكیزه ردائى دارد
احمد
ای کاش دلم پنجره ای دیگر داشت ای کاش خدا فقط شقایق می کاشت ای کاش یکی می آمد و غم ها را از قلب اهالی زمین بر می داشت...
احمد
آنچه را بر خود نمی خواهی نخواهش بر کسی رنج یک سوزن بکش آنگه بزن بر دیگران
احمد
دریا چه دل پاک و نجیبی دارد / چندیست که حالات عجیبی دارد این موج که سر به صخره ها میکوبد / با من چه شباهت عجیبی دارد
احمد
ای فلک گرمن نمیزادی اجاقت کوربود،من که خودراضی به این خلقت نبودم زوربود،منکه باشم یانباشم کاردنیالنگ نیست،من بمانم یابمیرم هیچکس دل تنگ نیست
احمد
کسی هر گز نمیداند چه سازی میزند فردا چه میدانی تو از امروز چه میدانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که شاید روز دیگر یا که فردا ها شوی تنها
احمد
سوزد آن شمـع کـه پـروانـه بـود همـدم او مـا کـه پـروانـه نـداریـم چـرا سـوخـته ایم؟
احمد
دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد/عاقبت با اشک و غم کوه امیدم کاه شد / گفته بودی یوسفگمگشته باز آیدولی /یوسف من تا همیشه همنشین چاه شد
احمد
دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود
احمد
جان رفته ولی زخم جفایت نرود / تاثیر دو چشم بی وفایت نرود / فرشی ز دل شکسته انداخته ام / آهسته بیا شیشه به پایت نرود .
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 59 دقيقه قبل