دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد

حکایت من ، حکایت کسیه که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...! دلباخته ی سفر بود ، اما همسفر نداشت ..... درباره »
احمد
مرد - مجرد
امتیاز: 2122

دنبال‌شدگان

(472 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(314 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

احمد
13870702081.jpg احمد

الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .

احمد
احمد

به سلامتی اونی که با ما راه نیومد ولی برای دیگران دوید

احمد
احمد

عشق را با دست پيش مي كشی با پا پس مي زنی بیچاره عاشقی که هميشه زير دست و پاست

احمد
احمد

گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش / بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان / اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش

احمد
احمد

چه کسی میداند، چه غمی در دل تنهای من است به سکوتی که بر لب ها دارم زوزه سرد خزان میخندد

احمد
احمد

لیاقت می خواهد واژه "ما" شدن‎ لیاقت می خواهد "شریک" شدن‎ تو خوش باش به همین "با هم" بودن های امروزت‎ من خوشم به خلوت تنهایی ام‎

احمد
احمد

اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو:بی کس بود اما کسی رو بی کس نکرد،تنها بود اما کسی رو تنها نذاشت،دلشکسته بود اما دل کسی رو نشکست

احمد
احمد

# مشکل دختران از اونجا آغاز میشه که لاک جدیده رو میزنن حالا باید براش شلوار و پیرهن و کفش و کیف و مانتو و روسری جور کنن # دختره تا دیروز که خونه باباش بود از شیلنگ حیاط آب میخورد، الان که ازدواج کرده، می گه آب معدنی دماوند استاندارد نیست # سلام ، شنیدم پنج شنبه جشن نامزدیته ، خیلی خوشحال شدم . تبریک میگم. ستاد پیشگیری از افسردگی دختران دم بخت # 7دخترلاغر 7پسرچاق راخوردند تعبیر: قحطی شوهر در راه است # دختر در 18 سالگي مثل توپ فوتباله: 22 نفر دنبالشن، در 28 سالگي توپ هندبال: 10 نفر، در 36سالگي توپ گلف: 1 نفر، در 50 سالگي توپ جنگي: همه ازش فرار مي‌كنند # وخداوند زن را افرید تا مرد ها به مرگ طبیعی نمیرند # به علت امار بالای دختر گره زنی سبزه با 30 اسفند 92 تمدید یافت

احمد
احمد

قیافه بعضی از دخترا بعد از حموم طوری میشه که به خورشید میشه مستقیم نگاه کرد ولی به اونا نه

احمد
0_155783001298172443_irannaz_com.jpg احمد

------->

احمد
imagesCA7HEAF1.jpg احمد

جدیدن اینجوری شوهر میکنن ------------>

احمد
images3.jpg احمد

بابا خانوم ترمز تو داشبورد بود

احمد
احمد

: پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا بشیم! دختر: با کمال میل موسیو! : پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا بشم! دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با کمال میل می پذیرم! پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم! خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخواهم اگه مایل باشید باهم باشیم! دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم! و اما پسر: پیـس … پیس پیس … ســــــــوووووووو … سوووو … ســــــــــــس … سـس … پــــــــِـخخخخخخخخخ … چِــخـــــــــــــــه … هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ! دختر: خفه شو عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری راه افتادی دنبالِ ناموس مردم، بی شعور! شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی! ساعت ۱۰ زنگ میزنم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد
احمد

خیلی از خودم بـدم میاد کلا آدم مزخرفـیـم

این ارسال را بازنشر کرده است.