دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد

حکایت من ، حکایت کسیه که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...! دلباخته ی سفر بود ، اما همسفر نداشت ..... درباره »
احمد
مرد - مجرد
امتیاز: 2122

دنبال‌شدگان

(472 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(314 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

احمد
13870702081.jpg احمد

الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .

احمد
احمد

ای فلک گرمن نمیزادی اجاقت کوربود،من که خودراضی به این خلقت نبودم زوربود،منکه باشم یانباشم کاردنیالنگ نیست،من بمانم یابمیرم هیچکس دل تنگ نیست

احمد
احمد

کسی هر گز نمیداند چه سازی میزند فردا چه میدانی تو از امروز چه میدانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که شاید روز دیگر یا که فردا ها شوی تنها

احمد
احمد

سوزد آن شمـع کـه پـروانـه بـود همـدم او مـا کـه پـروانـه نـداریـم چـرا سـوخـته ایم؟

احمد
احمد

دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد/عاقبت با اشک و غم کوه امیدم کاه شد / گفته بودی یوسفگمگشته باز آیدولی /یوسف من تا همیشه همنشین چاه شد

احمد
احمد

دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود

احمد
احمد

جان رفته ولی زخم جفایت نرود / تاثیر دو چشم بی وفایت نرود / فرشی ز دل شکسته انداخته ام / آهسته بیا شیشه به پایت نرود .

احمد
احمد

ديشب كه باران باريد... ميخواستم سراغت را بگيرم,اماخوب ميدانستم اين بار هم كه پيدايت كنم ,باز زير چتر ديگراني

احمد
احمد

مگو اگر بار گران بودیم و رفتیم. مگو اگر نامهربان بودیم و رفتیم. بگو با دیگران بودیم و رفتیم

احمد
احمد

سلامی ازدلی تنها...
 دلی آکنده ازغمها...
 گهی بی بار
 گهی بی یار
گهی ازعاشقی بیزار...
گهی گریان 
گهی خندان
گهی دلتنگ یاران...

احمد
احمد

لاک غلط گیر را برمی دارم و "تو" را از تمام خاطراتم پاک می کنم" تو "غلط اضافیِ زندگیم بودی. شک نکن

احمد
احمد

احمد
احمد

شکوائیه شنگول و منگول: مامانمون (بز زنگوله پا) شوهر کرده، شبها نمیتونیم خوب بخوابیم، همش صدای زنگوله میاد

احمد
احمد

روزی کـه دلـم پیش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردی کـه نرو/ روزی که دلت به دیگری مایل شد / کـفـشـان مـرا جفت نمودی که برو.

احمد
احمد

شبی پرسیدمش با بی قراری، به غیر از من کسی را دوست داری؟ دو چشمش اشک شد از شرمساری، میان گریه هایش گفت: آری!؟..

احمد
احمد

ای روزگار رسم وفا از غم نیاموزی چرا؟غم با همه بی مهریش هرشب به من سر میزند