AMIR
مردی هستم ک در دفتر شعرم وقتی ب نام تو میرسممم دلتنگ میشم از خود بیخود میشمممم مرد بیچاره ای هستممم ک هیچ وقت اشکش سرازیر نشده دوست داشتم مانند مردان دیگه ای ک میتونستم گریه کنن همیشه ب خودم میگفتم مرد ک گریه نمیکنه ولی نه دلم من گریه میخواهد دوست داشتم وقتی ب نام تو میرسم خیالم ابری شود و چشمانم بارانی ولی حیف مرد سنگ دلی هستم