تخم کدو ازش کدو به عمل میاد.. و تخم گل ازش گل.حالا هزار هزار انسان پاک هم پر پر بشن از تخم کدو چیزی بجز کدو به عمل نمی آد..این حقیقته..شهیدامون به خاطر هدفی والا تر شهید شدن وگرنه هیچ وقت از رویش علف هرز نمی تونیم جلوگیری کنیم تا وقتی بستری باشه برای رشدش
. اگر شما از جلمه افراد باهوش هسیتدبگویید اشبتاه کجاست؟؟؟ ۱۲۳۴۵۶۷۸۹ ۱۲۳۴۵۶۷۸۹ ۱۲۳۴۵۶۷۸۹ یعنی شما الان به این موضوع تمرکز کردید؟؟؟ اشتباه این هست که کلمه هسیتد-هستید و اشبتاه-اشتباه من نگفتم اشتباه در اعداد هست!!!! بهتر نیست برگردیم اول اتبدایی بخونیم ؟؟… حتی کلمه اول ابتدایی هم اشتباهه!! پس بریم اول مهد کودک بخونیم… حتی کلمه مهد کودک هم اشتباهه!!! چرا رفتید دوباره مهد کودک رو ببینید؟؟؟؟))) ههههههههههههههههه الوووووووو یبمارستان دیوونه ها؟؟؟؟؟ بیایید این دیوونه ها رو از اینجا ببرید!!!…. هههههههههه حتی کلمه بیمارستان هم اشتباهه!!) خخخخ خخخخ خوب سرکار رفنیتا ) ااا بازم اشتباه خوندی که رفتینو))))
آدمایی هستن که
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم..
وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده,
راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون نپره…
اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون…
آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن
اینا فرشتن…
تو رو خدا اگه باهاشون می رید تو رابطه , اذیتشون نکنین…
تنهاشون نزارین , داغون می شن !!!
همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند
مثل آن راننده تاکسیای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی.
آدمهایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو بر نمیگردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند…
آدمهایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.
دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند،… مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.
آدمهایی که از سر چهار راه، نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.
آدمهای پیامکهای آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدمهای پیامکهای پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.
آدمهایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین، خطهایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.
آدمهایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.
آدمهایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.
همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن
مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی،
آن لحظهی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دستهایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه
وقتی از کنارشون رد میشی بوی عطرشون تو هوا مونده
وقتی باهاشون دست میدی دستت بوی عطرشونو گرفته
وقتی بارون میاد دستاشون رو به آسمونه
وقتی بهشون زنگ میزنی حتی وقتی که تازه خوابیدن با خوشرویی جواب میدنو میگن خوب شد زنگ زدی باید بلند میشدم
.....
بیا تا گل بر افشانیمُ می در ساغر اندازیم دوباره گل بر افشانیمُ می در ساغر اندازیم و هِی باز گل بر افشانیمُ می در ساغر اندازیم خلاصه پشتِ هم هِی گل بر افشانیمُ می در ساغر اندازیم
الان باید از خوشی آسمون هفتم رو هم رد کرده باشی
با یه نیمرو شدی کدبانو
اگه جوجه میزدی میشدی سرآشپز هتل انار لابد 
13 سال و 3 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایلبه اون جاشم ميرسيم
13 سال و 3 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبلعمرا
13 سال و 3 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایلمرسي
13 سال و 3 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبلخواهش میکنم کدبانو
13 سال و 3 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 2 دقيقه قبل توسط موبایل