AMIR
روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.
AMIR
همه دوست دارند به بهشت بروند. ولی کسی دوست ندارد بمیرد! مگر نه این که لازمه ی بهشت رفتن جرات مردن است؟!
AMIR
افتادن درگل ولای ننگ نیست ؛ننگ دراین است که در آن بمانی….
AMIR
بهتر است که دیوانه باشی و آن را با یقین بدانی، تا این که عاقل باشی و نسبت به آن شک داشته باشی!
AMIR
گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه بی کسیم بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تورا گرفته بودم؟... خدا درجواب گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تواز کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی...
AMIR
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟؟
AMIR
شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر میگشت و به عقب خیره میشد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت
خدا نصیب هیچ مسلمونی نکنه
14 سال و 1 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 33 دقيقه قبللپتاپم از فیل تر در اومد خخخخخخخخخخ