دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اینقدر همه چی برام تکرار شد که سر درد گرفتم در حد مرگ از صبحه 4 تا مسکن خوردم جواب نداده تازه یکم آروم شده بود که ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

پر از افکار متناقضم ...یکی همیشه میگفت تو پر از پارادوکسی اونم به شکل ثانیه ای راست میگفت خوب !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هیچکس هم پیدا نمیشه مارو با هم آشتی بده ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

کنــارم کــه هـستــی زمان هم مثل دستپاچه میشود عقربه ها دوتا یکی میپرند .........

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

من تو سایتهای خیلی خیلی زیادی عضوم که خیلیهاشو حتی صمیمی ترین دوستان و نزدیکترین اطرافیانم خبر ندارن اما راستش آرامشی که اینجا دارم هیچ جا ندارم درسته که نوشتن اینجا برام فوق سخت شده اما تا حس میکنم باید حرف بزنم دنبالرم یعنی دنبالر همیشه بازه برام فقط وقتی که حس میکنم کسی واقعا نباید بخونه سریع میرم اونورا اما خوب راستش نمیدونم چرا مینویسم سرعت تایپم شدیدا رفته بالا ولی ذهنم تعطیل شده یعنی بیشتر این روزا میخونم تا بنویسم ...یه وقتها هم با بودن یه کسایی انرژی نوشتن میگیرم اما داره خوب ...اماهایی که اینجا نمیتونم بگم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نت فقط و فقط وسیله ای برای آزار دادن است و بس ...بین چند تا حس مثل غم و خنده و فضولی و بغض و عصبیت همچنان دارم ادامه میدم دو ساعته دارم میخونم ...اینکه هنوز زنده اس جالبه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

رسیدم به جاهای خنده دار قضیه الان بر عکس چند مین پیش که افسردگی داشتم و چند لحظه پیش که از حرفش عصبی شدم الان دارم میخونمو میخندم چرت و پرت بخواد بگه خوب میده بیرون

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

الان فقط وجود یکی میتونه آرامش بخش باشه و بس میرم سراغش تا باز مثل همیشه بگه چته طهورا؟ بعد شروع کنم بگم چمه یهو به خودم بیام ببینم دارم میخندم ...تنها راه چارم اما اون حس کنجکاویه لعنتی میگه برو تا ته قضیه ببین چه خبره !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

شاید تا یک سال پیش دلم میخواست مثلا با زندگی بجنگم و بمونم مثلا ولی الان عمیقا میخوام برم هرچی زودتر بهتر و بهتر ...خسته ام !

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

لعنت به هرچی امکانات اضافیه اطراف من.... خسته شدم از اینهمه تکنولوژی که فقط منو آزار میده ...همشون روحمو زخمی تر میکنن دارم میرسم به آخر خط ...موبایلمو لپ تاپمو همه رو دادم به مامان همشو گذاشت رو میز یک ساعت بیشتر طاقت نیاوردم باز رفتم سراغشون حس گند کنجکاوی منو کشوند اونجایی که نباید میرفتم دیوونه ام میدونم ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اینجانب یک داغون با خوندن کلی پست شخصی یک نفر ...نمیدونم چرا منو دعوت میکنن به جایی که نباید برم ...اعصابم بهم ریختس شدید این موبایل لعنتی هم هی اس داره حس خوندن ندارم یه بغضی بد داره اذیتم میکنه ...من توان خوندن ندارم آزارم ندید !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

منه معتاد به اینترنت که دوره ی طلاییشو از دست داده و خودش از همه خسته تره اما نمیتونه رهاش کنه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یکی نیست بگه مگه آزار داری میری سراغ چیزها و کارهایی که درد و داغ دلتو تازه کنه؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز یکی از دوستان با من چت کرد که من اصلا یادم نمیاد چه زمانی ایشونو ادد کردم یا تاییدش کردم اصلا ته تعجب بود ...