دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

واقعا وقتی میبینم کسی در مورد سرطان و سرطانیها پست میگذاره اعصابم بهم میریزه چرا همه فکر میکنن سرطان بیماری کشنده است و درمان نداره؟ خیلیها هستن که تونستن با این بیماری مبارزه کنن و حالشون هم کاملا خوب باشه لطفا برای جمع کردن لایک با احساسات مردم بازی نکنید ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خیلی وقت بود اینقدر با عشق و علاقه غذا نپخته بودم اصلا خسته نشدم مثل قدیمها که از آشپزی لذت می بردم شاد بودم وقت پختن ،یه حسی مثل نقاشی کردن بود روی دیوار...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

حرف زدن منو حدیث دختر پر از انرژی و ماه دنبالر در مورد شام پختن و اینا

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

طهورا هستم یک آشپز به همراه لپ تاب در آشپزخونه و مشغول پخت غذا

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

واسه بابا و مامان عصرونه آماده کردم بردم تراس براشون شام هم بار گذاشتم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یعنی این فاطمه خواهرم شیر دختره به تمام معنا یه کاری کرد با تمام وجودم بهش افتخار میکنم که زیر دست خودم پرورش یافته

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در رو مخ ..

لاک مخملی مگه پاک میشه لا مصب

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

آش رشته همین الان

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

@گلی دنبالر!!! گل گلی جونم تولدت مبارک عزیزم همیشه شاد باشی خانمی

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

پایین اتاقم یه باغچه ی بزرگه پر از درخت و گل بعد الان باد که میپیچه بینشون یه صدای قشنگی داره ته آرامش و سکوت ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دیروز سر کلاس نشسته بودم یهو دیدم راحیلی گفت آدمس میخوری ؟ گفتم گشنمه ولی بده خلاصه چشمتون روز بد نبینه یه آدامس بهم داد با طمع هندونه ی یخ اولش خیلی بد بود ولی بعدش جالب بود تازه میگفت 4 تومن پولشو دادم اصله به جون خودم بیای یه چی بگی یه آدامس بهت میخرم تا عمر داری نری سمت آدامس

این ارسال را بازنشر کرده است.
ஐ.. گیلآس پآییزیـ .. ஐ
ஐ.. گیلآس پآییزیـ .. ஐ
در رو مخ ..

. . . شـَـدیــد رو مُخــِـ خــودَمـَــم

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یعنی از دیشب اینقدر فکر کردم تا صبح که فقط سردرد شد نصیبم، به نتیجه هم نرسیدم ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام از نوع جمعی