*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
حرف غم که لایک نداره؟ داره؟ بخدا نداره ....غم فقط نوشته میشه تا بمونه برای بی معرفت ها ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میدونی خیلی سخته یه درد بزرگو همیشه نتهایی به همراه داشته باشی ولی نتونی اونو به کسی بگی من از اون درده خسته ام از اینکه تنهایی بدونمش خسته ام من از کل زندگیم خسته ام فقط دارم ...هیچی بعدها میخونید براتون بد میشه ...شماها همتون بی معرفت بودید شماها هیچی نمیدونستید یکبار نگفتید چرا میخندی یهو بغض میکنید شماها بیخیال احترام واجبه ...چیه باز دارم مینویسم تعجب نکنیدها فردا هم خوندید نیاید اعتراض کنید دلم پره ...مهم نیست چی میگید مهم خودمم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یزرگترین توهین دنیارو بهم کرد ...خودش متوجه نشد ...همه دلمو شکستن اونم روش مسئله ای نیست که من که عادت دارم نهایت ده روز میرم تو سکوت بعد میگم بیخیال میبخشم اما فراموش نمیکنم مثل همیشه های بد زندگیم ...به قول دکی تو باید قوی باشی تا بتونی بمونی ...اره دکی من خیییییییییلی قویم فقط ها یه وقتها بد میشکنم نه اصلا له میشم ...ولی باز تو واقعیت میخندم باز همه فکر میکنن خوشبخت تر از طهورا نیست اونا هیچی نمیدونن هیچی ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
تاهار که نخوردم شام هم هیچی الان تازه گرسنه شدم کلا به قول مامانم من با نور تغذیه میکنم ...غذایی که آدم خودش درست کنه اصلا خوب نیست... دلم دستپخت مامان میخواد دلم خیلی چیزا میخواد که بهشون نمیرسم هیچوقت ...خوب من چرا باید وقتی میدونم بهشون نمیرسم آرزوشون کنم؟ دلم پره از همه از همه ...میگفتی نوشته ای که با اشکه به دل میشینه چرا برای من اینهمه تلخه هان؟ تو هیچوقت نفهمیدی من چی میگم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دنیای مجازی و شناختش با دنیای واقعی خیلی فرق داره ...اینجا آدمها منو از روی نوشته هام میشناسن ...نوشته هایی که ممکنه تحت تاثیر هر لحظه از زندگیم باشه ...هنوز خیلی هاتون نمیدونید که من اگه تو مجازی بد اخلاقم اگه تند مینویسم برای اینه که میخوام تو دنیای واقعی آروم باشم میخوام با آدمهای واقعی اطرافم مهربون باشم ...هیچکس حتی تو که فکر میکردی من برات مثلا مهم بودم منو نمیشناسه ...منو فقط و فقط هیچی بیخیال ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینهمه پیام براش گذاشتم هیچکدومو جواب نداد ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیخوام پاییزمو با دلخوری شروع کنم همه چیو فراموش میکنم چه باشه چه نباشه ...چه بمونه چه نمونه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
متاسفم فقط برای خودم ...باز به احساسم اجازه دادم تا عذابم بده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اولین روز مدرسه رفتنم من از همه زودتر بیدار شده بودم بعد از اون دختر شیطونای کوچولوی ریزه میزه ی مو بلند بودم رفته بودم تو حیاط خونمون داشتم بازی میکردم یهو مامانم اومد گفت بیا موهاتو شونه کنم رفتم نشستم روی پاش مامانم موهامو ناز کرد گفت دخترم میخواد سواد دار بشه یادت باشه وقتی سواد یاد گرفتی به همه سوادم یاد بده قراره بشی افتخاره مامان ،باشه مامانی؟ بعد بوسم کرد گقت بشین موهاتو ببافم تو کلاس گرمت نشه این صحنه هنوزم دقیق یادمه ....یادش گرامی اون دختر ....