دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

داداشم مودمو عوض کرده یه تغییراتی هم تو کام من انجام داده الان احساس غربت دارم واسه اینکه دلش نشکنه چند روز تحمل میکنم بعد عادیش میکنم به سلیقه ی خودم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه دقیقه من نشستم پای کام صدای همشون در اومده که معتاد دیگه به ما توجه نمیکنه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بهترین هدیه ی عمرمو همین الان گرفتم

...V_
...V_

از تَجــریش تا پاییـن ، عاشـقِ شَهرِشـه ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وای خدا همین الان قشنگترین پیام دنیارو از حدیث جونم گرفتم خوشحالیم حد نداشت وقت دیدنش

این ارسال را بازنشر کرده است.
aloNE**
aloNE**

پاییــــز ای باشد برای شدن به هایتـــــان مانند ریزان پاییـــزی باشــد و دلهایتـــان شـــــاد بهـــــانه

و 14 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

رفتم برای بابام هدیه و گل و کیک خریدم تا در باز کرد اومدم تو گلو دید اینقده خوشحال شد که حد نداشت خودم الان بیشتر از بابام خوشحالم چون موفق شدم که شادش کنم از خودم راضیم شدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام علیکم جمیعا

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

برم برای بابام کیک و هدیه بخرم فکر کنم ناراحته که کسی یادش نیست ولی من یادمه که ...نمیگذارم غم بیاد تو چشماش ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعد اینکه داداشم سه سال پیش از نمایشگاه کتاب یه حافظ ن[!] و رحلی از این بزرگها با رویه ی تمام چرم برام خرید تصمیم گرفتم وصیت کنم بعد من هی دست به دست برسه به دست نوادگانم و یه جورایی بشه از این کتاب تاریخیهای موروثی

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

جالبه این سومین بار بود که یک نیت کردمو حافظ همون جواب دوبار قبلو بهم داد ...یادمه یکبارم اینطوری شد حافظ گفت منو به بازی نگیر به حرفم گوش کن از اون به بعد بود که حافظ شد همراه لحظه هام الان منو حافظ دوست ده ساله ایم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعضیها هم هستن تا اسم پاییز میاد فکر میکنن باید لباس گرم بپوشن خوب الان که از گرما خر تب میکنه اینا همونهایی هستن که تا ماه آخر بهار هم لباس گرم میپوشن

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دیروز از بیمارستان مرخص شده امروز انگار نه انگار که آروم باشه ...بعضیها هرچی میکشن حقشونه برای ما هم اعصاب نگذاشتن ...