دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

الان یکی بهم اس داد سلام چطوری دلم خیلی برات تنگ شده در حالی که اصلا نمیدونم کی هست منم جوابشو دادم گفتم دل به دل راه داره منم همینطور

rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

سلام روزتون بخیر

سارا
سارا

سلام .... روزتون بخیر

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام صبح نزدیک به ظهرتون بخیر و شادی

☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫
500.jpg ☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫

../ روزتــــــــــون ../

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

ســـلام

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

روزی از روزها ، لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد پس نامه ای به او نوشت : “ اگر علاقه داری که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از آنجا گذر میکنم منتظر باش ” مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از ساعت مقرر رفت و در محل قرار نشست . نیمه شب لیلی اومد و وقتی مجنون را در خواب خواب عمیق دید از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت ! مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت : “ ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت ” در راه ، یکی از دوستانش او را دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی ؟! و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه ! آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره ! دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده ! و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم ؟! و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری !

سارا
سارا

دوستای عزیزم نمیتونم خصوصی جواب بدم متاسفانه.....در حال حاضر شرمندتونم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تو دوستیها باید طوری تعادل داشته باشیم که وقت دشمنی نسوزی که چرا زیادی برای طرف مایه گذاشتی و خیلی جاها که همه بدشو میگفتن تو ازش طرفداری میکردی در حالی که اون همیشه از پشت دشمنت بوده و تو خبر نداشتی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نصفه شبی امدن دنبالم رفتم یه جای پر از درد پر از بیچارگی خیلی تلخ بود حالم گرفتس شدید ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
fu2866.jpg *♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وقتی طهورا خانم واقعا بعضی وقتها این شکلیه فقط موهاش بلندتره