مثه یکی از اقوامِ ما ! خیلی جدی اومده بود از خالَم پرسیده بود که ببینید! منُ یه دخترِ دیگه تویِ مهدکودک هردومون عاشقِ یه پسر شدیم! حالا باید چی کار کنیم که این مسئله حل شه ؟
خونه ما لب رودخونست و تابستونا خونکهدر پنجره بازه شبی نصفه شبی می بینم یکی از این فک وفامیلای در بدر میاد تو خونه من شروع میکنم ب جیغ داد وایجاد استرس تو خونه .خیلی فاز مکیده مادرم وخواهرم خودشون وب در دیوار میکوبن سوژهخنده ی هفته تو یشب جور میشه
@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*#خسـتگی را تـو به خــاطر مسـپار که افــق نزدیـک اســت و#خـدایی بیـدار که تو را میبیند و به #عشـق تو همه حـادثه ها میچیند که یادش اوفتی وبـدانی که همه #بخشـش اوست و همینش #کا[!]ـت...