پاییز اسم یه دختر نازک نارنجی و دوست داشتنیِ
که هر بار ترکم می کنه نــه ماه بی خبرم می ذاره
اما همون سه ماهی که هم خونه مه بهترین روزهای زندگی مه
توی همون سه ماهی که با همیم وقتایی که توی آینه موهاش رو می بافه
وقتایی که ناخن هاش رو سوهان می کشه
وقتایی که بی هوا از پشت خودش رو می ندازه روی شونه هام
وقتایی که مشغول قهوه درست کردن می شه و عطر خوب قهوه ش تمام خونه رو بر می داره
وقتایی که لباس خوابِ لیموییش رو تنش می کنه و بهم می گه کار کردن واسه امروز دیگه کـــافیه
دقیقا همون وقتاییه که بهترین ترانه هام رو می نویسم
بهترین آهنگ هام رو می سازم
پاییز یه دختر جذابِ که هر سال فقط سه ماه با من زندگی می کنه
بعد از سه ماه از دیوونه بازی هام خسته می شه و
سال بعد دوباره دلش برای همون دیوونه بازی ها تنگ می شه
این روزهـــا عجیب منتظر رسیدنِ مسافرمم ...