*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یکی نیست بگه مگه آزار داری میری سراغ چیزها و کارهایی که درد و داغ دلتو تازه کنه؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
آدم یه کاریو شروع میکنه بعد مثل چی توش گیر میکنه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من تو سایتهای خیلی خیلی زیادی عضوم که خیلیهاشو حتی صمیمی ترین دوستان و نزدیکترین اطرافیانم خبر ندارن اما راستش آرامشی که اینجا دارم هیچ جا ندارم درسته که نوشتن اینجا برام فوق سخت شده اما تا حس میکنم باید حرف بزنم دنبالرم یعنی دنبالر همیشه بازه برام فقط وقتی که حس میکنم کسی واقعا نباید بخونه سریع میرم اونورا اما خوب راستش نمیدونم چرا مینویسم سرعت تایپم شدیدا رفته بالا ولی ذهنم تعطیل شده یعنی بیشتر این روزا میخونم تا بنویسم ...یه وقتها هم با بودن یه کسایی انرژی نوشتن میگیرم اما داره خوب ...اماهایی که اینجا نمیتونم بگم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
پر از افکار متناقضم ...یکی همیشه میگفت تو پر از پارادوکسی اونم به شکل ثانیه ای راست میگفت خوب !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیدونم ناراحتم یا عصبی؟ ولی میدونم که دارم از سر درد و بدتر از اون از چشم درد میمیرم ولی روم کم نمیشه فردا هم باید زود بیدار بشم کاش مثلا میشد تو دنبالر هم چهار تا فحش و چرت و پرت بنویسی آروم بشی یا مثلا یه پایه بود واسه فاز گرفتن تا خود صبح ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هر کس بسته به مکان خود واقعیشو نشون میده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وقتی دلمو شکسته و کلی اعصابمو بهم ریخته الان چطوری برم پیشش ؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چاره ی دردهای من یه پنجره ی باز و صدای بلند ابی در حال خوندن و یه کاغذ و یه خودکار ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هوای تهران ابری شده وای اگه بارون بزنه منم کلی پیاده روی دارم چه شود ...ببار بارون خواهشا !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وقتی در اوج پرتت میکنن پایین دیگه شوق پرواز نمیمونه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خیلی هارو کنار زدم تا تو بهتر دیده بشی ...اشتباه کردم !