*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چند روز پیش ونک بودم یه راننده تاکسی بود که سر چهار راه جهان کودک تا مترو مسافر کشی میکرد بعد داشت به یکی از مسافرا میگفت که من مهندسی کشاورزی خوندم الانم دانشجوی ارشد هستم اما شغلم مسافر کشیه ...و اینجا ایران است !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه وقتهایی به وجود عقل در بعضیها شک میکنم شاید اگر نعمت ایگنور نبود خیلیها اینجا رو مخ بودن ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
فکرمو به هر جا مشغول میکنم تا نباشی اما تمام فکرم شده تو و یادت ...ته دلم نمیخوام پرتش کنم بیرون میخوام باشی ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ساعت 8 شب رسیدم خونه دقیقا دو ساعت و پانزده دقیقه اس دارم رو یه برنامه ی چرت کار میکنم هنوز جواب نداده 4 تا ایمیل فرستادم جواب به درد نخور گرفتم از دیشب فقط 3 ساعت خوابیدم چشمهام باز نمیشه خسته ام کلی آدم کثافت امروز به تورم خورد اعصاب ندارم این کار جدید هم که رو مخمه شدید هیچیش درست نمیشه که نمیشه که نمیشه ...اومدم غر غر کنم فقط ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه چیزی مثل دلشوره ...مثل حالی که ناجوره !