دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دوزخ شری ز رنج بیهوده ی ماست / فردوس دمی ز وقت آسوده ی ماست

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

رفتم مسواک بزنم دیدم داداشمم داره مسواک میزنه ولی اونور دستشویی ایستاده بهش گفتم آقای مهندس اونور مسواک میزنی ؟ توجه نکرد برگشتم گفتم آقای عزیزی اونور با آب شلنگ مسواک میزنی ایییییی یهو همچین خندید هرچی کف تو دهنش بود پاچید بیرون کلی بهش غر زدم تا همه جارو تمیز شست بعد من رفتم مسواک زدم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هر سری که شیرین میره خوابگاه بعدش من باید کل خونه رو دوباره تمیز کنم انگار صد نفر میخوان برن مسافرت همه چیو بهم میریزه من باید مرتب کنم الانم نقش پر رنگ کزت را به خود گرفتم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ساعت 10 ...23 شهریور 92 الان من و تو باید کنار هم بودیم اگر خدا میخواست ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تو را در آتش اندیشه ات سوزند ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

این روزها یا به تو می اندیشم یا به این می اندیشم که چرا به تو می اندیشم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نگرانی حس خوبی نیست ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه دفتر جدید خریدم توش بنویسم جالبه که از وقتی خریدمش هیچی به ذهنم نمیرسه ...تصمیم دارم دیگه پاره نکنمشون نگهشون دارم یه وقتها هم دلم میخواد برای آینده ی دخترم از تجربه های جوونیم و شیطنت هام بنویسم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یک ربع دیگه کلاسم شروع میشه نشد برم بخاطر این انتخاب واحد کوفتی ترمی که نکوست از اولین جلسه ی ریاضیش پیداست ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

همه چیو بریز تو قابلمه خودش میپزه یعنی اگه بخواد آشپزی کنه همه این شکلی میشیم فکر کنم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

داره تبدیل میشه به یک فرد عادی مثل همه ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

شیریرین میگه لوسیونتو بده به من سری قبل که رفت خوابگاه قبلش هرچی اصرار کرد ندادم ولی بعدش که رفت هی میدیمش عذاب وجدان میگرفتم الان مجبورم برای آرامش روح خودم هم شده بدم ببره ولی خوب باید این همه راهو دوباره برم بخرم برای خودم ...بهش میگم باید تورم این دو هفته رو هم حساب کنی ولی قبول نمیکنه ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اینجا دنبالره قانون جنگل توش به خوبی رعایت میشه با وجود حیوونهاش ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

آب و هوای دلت را مکتوب کن همین !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خوب به گفته ی دوستی میخوام آب و هوای دلمو مکتوب کنم اما باید بگم که دل و مغز همزمان هنگ کردن الان حال مغز خرابتر از دله ...آب و هواش نمیدونم سرده ؟گرمه ؟ ولی عجیبه خودم تو نوعش موندم استادین محترم نظر ندن خیلی هم خوبه ساکت بودن که بد نیست ...