*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
سه بار صدای اس داشتن گوشیم بلند شده اما حس باز کردنش نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چیزی که تو این مدت فهمیدم این بود که من دیگه اصلا حال سر و کله زدن با یک فرد جدید رو تو زندگیم ندارم و ترجیح میدم تو تنهایی خودم باشم تا اینکه بخوام هی از اول یکیو بشناسم و با اخلاقیاتش کنار بیام و بخاطرش گذشت کنم یا بخوام لوسش کنم یا نازشو بکشم ...حقیقت اینه که یادم رفته چند بار رجوع کردم به کتابهای کتابخونه واسه برخورد صحیح ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
با مامان حرف نمیزنم اومد نمیدونم چقدر پول بود گذاشت زیر تشک تختم رفت یعنی باید بری واسه چکاپ ولی عمرا اگه برم ...اگه لجبازیه، میدونن که من کم نمیارم حالم خیلی هم خوبه !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بیخیال زندگی فردارو عشقه کلی برنامه چیدیم از صبح تا شب واسه تغییر و تحولات ولی من خوابم نمیاد بعد صبح موقع اس دادن هی میگیم بخوابیم نیم ساعت دیگه؟ تا مثل همیشه میرسه به ظهر ...یک عادت چندین ساله ولی دلنشین جالبه که نمیخوابیم تو همون رخت خواب هی اس میدیم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز تو راه برگشت یهو جو گیر شدم رفتم کلی محصولات فرهنگی خریدم الان حساب کردم 15 تومن الکی خرج کردم ...چند وقته بی رویه دارم پول دور میریزم فقط واسه اینکه وقتی خرید میکنم آرامش میگیرم یکی میگفت تو کرم خرج کردن داری نه آرامش راست میگفت انگاری ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه صفحهایی یه پستهایی مخصوص خودمه بخودم حق میدم هر وقت دلتنگ بشم برم بخونمشون ...و من هنوز به رسم گذشته عمل میکنم ورود =بازدید !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز یه پسر بچه ی 11 یا 12 ساله ازم ساعت پرسید یهو نگاهش کردم دیدم کفش نداشت و پا پرهنه داشت راه میرفت اصلا اعصابم از اون وقت بهم ریخته منی که اصلا دلم به این چیزها نمیسوزه میخواستم بهش پول کفش بدم یا حتی بهش بگم بیا بریم واست همین الان کفش بخرم ولی ترسیدم غرورش زیر سوال بره ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اگه این اسمش اعتیاده من با کمال میل این اعتیاد را میپذیرم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
جاده پیچید منم پیچیدم ...به همین راحتی !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
تصميم گرفتم شبها مثلا زود بخوابم دو ساعته رفتم رو تخت اينقدر فکرم مشغوله و خسته ام خوابم نميبره ....