*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چقدر زیادن این پستهایی که باید پاک بشن تازه رسیدم به 20 روز پیش ...تو روی من نگاه میکنه و فدای یکی دیگه میشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه چند ماهی بود فراموش کردم بعضی حیوونها ظاهرشون فقط مثل آدمیزاده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
همه چی یه طرف پاک کردن پیامها و پستها یه طرف دیگه چقدر وقت میبره لا مصب ...هیچ اثری نمونه راحتر کنار میایم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دوستان بیاید و لطف کنید مثل اون یک سال گذشته به من دیگه پیام خصوصی ندید جواب ندادم ناراحت نشیدا ...قابل توجه بازدید کنندگان ثابت پروفایلم ...بخوانید و عمل کنید
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
گاهی بعضی کارها باعث میشه که آدم شکش به یقین تبدیل بشه ...بعد ساکت میشینه یه گوشه و به افکار و تجربیات خودش افتخار میکنه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اگه یه روزی مامان بشم بفهمم دخترم عاشق شده یا داره میشه قسم میخورم که میکشمش پای عواقبشم میشینم ...من میکشمش قبل از اینکه عمرش پای یکی تلف بشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از ما که گذشت....... ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به جای خالیت بکند!!!
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مثلا بشه اون قسمت پیام خصوصیو کلا واسه من حذف کنن چراغش روشن میشه عذابم میده...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اونور یکی منو از نوع نوشتهام شناخت خطاب داد گفت شک ندارم خودتی اما اینکه چرا کسیو محل نمیدی برام سواله هیچی نگفتم خصوصی داد گفت طهورایی نگو نه من تو و نوع نوشتنتو بین هزار نوع نوشته میشناسم گفتم اشتباه گرفتین گفت هر جور راحتی ...خسته شدم از نت ...از آدمهاش ...بعد بی معرفت اومدم شدم مجازی تازه داشتم عادی میشدم که ...که تکرار درد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خیلیها امروز آواتارمو تبریک گفتن شده بود مثل روز تولدم اونورم عوضش کردم ...همه تبریک گقتن جز اونی که باید میگفت ...بر عکس باعث شد ازش متنفر بشم و بشه یه خاطره ی تلخ برام ...چند هفته بود میگشتم دنبال همچین چیزی که به حسم بخوره به دلم بشینه تا پیدا شد ...شد نمونه ی بارز یک شب تلخ ...فراموش نمیکنم همه چیو مینویسم بماند برای آیندگان بعد از من ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
12 مهر رو مثل 30 شهریور فراموش نمیکنم ...مثل 4 سال گذشته ...مثل غرورم ! مثل همه ی آدمهای غیر قابل شناخت دنیام که همشون باعث شدن من به کسی حتی به خودم هم اعتماد نکنم ...از آواتارم هم متنفرم میمونه تا فراموش نکنم امشبو هر وقت عوضش کردم یعنی دلم آروم شده ...