دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز راحیلی میگفت تو حد وسط نداری یا اینقدر خوب و مهربونی یا اینقدر بد و خشنی که نمیشه تشخیص داد کدومی یا اینقدر با طرف مهربونی که طرف مغرور میشه یا اینکه بخوای قید کسیو بزنی در یک لحظه کلا بیخیال میشی ...حقیقت اینه که کاملا درست میگفت ...روح خسته ی من طاقت ناز کشیدن بیش از حد نداره اینقدر خودم غرق مشکلات زندگیم هستم که نخوام هی منت بکشم ...یهو جدی میشمو به هرچی بد و خوب پشت پا میزنمو میرم تو تنهایی خودم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

متنفرم از اینکه دیدگاههای چند روزه رو هی ادامه میدن سریع عدم پیگیری میزنم آدمو پشیمون نکنید دیگه از نظر دادن ...ولی خوب مثلا یه دیدگاه داشتیم با امیر رضا یک هفته کامل توش حرف زدیم سر بستنی بعد هی امیر رضا منو دعوت میکنه من وقت نمیکنم هی من امیر رضا رو دعوت میکنم اون اجرا داره ...دیدگاهی که توش هی شکلک قلب و بوس میگذارن که چند روز ادامه دادن نداره که ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعد جدیدا تخته های کلاسمونو پیشرفته کردن یه نوع خاصی از شیشه اس خیلی جالبه همه چی واضح دیده میشه ...بعد یکی رو دیوار بزرگ نوشته بود استاد 6 نمره رو بده دیگه آفرین بقیه شو نگم بهتره ...بعد بچه ها هی به استاد میگفتن استاد رو دیوار رو بخون آقای استاد خان هم اصلا توجه نمیکرد ...یه استاد صحرایی داریمو کل دانشکده ی مدیریت اینقدر که این مرد ناز و با فرهنگه ...یهو وسط کلاس به شکل کاملا مظلومانه میگه کلاس من بده؟ یا یهو مظلومانه میگه خوب درس میدم؟ اصلا ماهه به تمام معنا ...کل بچه ها دوسش دارن با اینکه سن بالاس ولی واقعا خوبه و البته با کلاس...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کلاسی که توش پسرا نباشن اصلا به درد نمیخوره استادمون درس عملیو اول گفت 400 صفحه تو یک شرکت انگیلیسی فارسی همه ساکت شدن یهو زد زیر خنده گفت عملی نمیخوام ازتون 6 نمرتونم حله از الان همتون قبولید یهو همه دست زدن پسرای کلاسمون جیغ میزدن یکیشون هی میگفت دست دست دخترا بدتر دست میزدن خیلی با حال بود انقدر که امروز سر کلاس جلوی استاد شلوغ کردیم و دست زدیم تو کل دوران تحصیلم شلوغ نکرده بودیم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه جور حس زنانه هست که همش از روی دوست داشتنه یه جور مالکیت از رو علاقه ....مردها اشتباهی اونو شک برداشت میکنن در صورتی که شک مداومه نه این حس که وقتی جواب منطقی میگیره آروم میشه و تازه اعتماد رو بیشتر میکنه ...با این سوالها و جوابهای منطقیه که اعتماد به مرور زمان به وجود میاد ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

آرامش صدات کم از آغوشت نیست ...منو شب و صدات و عکست !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دلم میخواد بنویسم اما انگار هیچی تو مغزم نیست رو آوردم دوباره به کتاب خوندن قبل از خواب مثل قبلنا ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

شیرین زنگ زده از خوابگاه میگه دلم تنگ شده خیلی شبها طولانیه... بهش میگم به این حالت میگن سندرم پاییزی یک مدت طول میکشه تا بدن خودشو وقف بده میگه چی ؟ سندرم همونه که میگن بچه ها سندرم منغولی دارن ؟ همون که میگن سندرم دان اونه؟ یعنی چنان بلند خندیدم همه با خنده ی من خندیدن تو خونه دایره ی لغاتش منو کشته

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چیکار کنم خوب خوابم نمیره همیشه وقتهایی که باید صبح زود بیدار بشم خوابم نمیبره بر عکس شبهای دیگه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هیچ چیزی دردناک تر از این تضاد میان دگرگونی آدم ها و ثبات خاطره نیست !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

این سریال پژمان خیلی با حاله خدایی کلی میخندم آبروی خودشونو دارن میبرن

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

فریاد هایی که نجویده قورت میدهم ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ﻣﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﻟﻨﮓ ﻇﻬﺮ ﺧﻮﺍﺑﯿﻢ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ ﻭ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﻤﻮﻥ ﻧﯿﺴﺖ .ﻣﺎ ﺫﺍﺗﻦ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ...ﺑﺪﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻨﻈﯿﻤﻪ

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

پایین خونمون پسره با دختره دعوا کردن وحشتناک یهو پسره غش کرد هر کاری کردن به هوش نیومد دختره هم بالا سرش داشت خودشو میکشت الانم اورژانس اومده دارن میبرنش خیلی صحنه های وحشتناک و غمگینی بود فکر کنم سکته کرد پسره

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ناهار منو برداشتن بردن دادن به آقای رسولی سرایدار مجتمع من الان گشنمه خوب این حقش نیست اصلا چراغی که به خونه رواست به مسجد حرام است