*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خداییش هم حق داره ها اما من آدم پر توقعی هستم آدمی که به صد هم راضی نیست ...من از داشتن زیادی خل شدم خودم به خودم سختی میدم دیوونه ام دیگه ...وقتی فکر میکنم میبینم من افکارم یه جاهایی ایراد داره درسته سعی میکنم حلش کنم اما خوب بازم میان و گند میزنن به همه چی ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من یک دیوانه ام که با اینکه میدونم کارهام اشتباهه باز ادامه میدم یا وقتی میدونم درسته بر عکسشو عمل میکنم ...من با خودم مشکل دارم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هیییییییییییییی دلمان بسی گرفته است ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
گاهی دلم میخواد یه چیزایی بگم حیف حیف که نمیشه چون قول دادم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
شام چیپس با ماست چکیده مثلا ...خوب زیادم بد نیست !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعضی حرفها و خاطره ها فقط آه ادمو در میارن و بس ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز داشتم از دانشگاه میومدم خونه تو مسیرم یه کوچه هست زندگی توش جریان داره یه عده خانم جلوی در بودن سبزی پاک میکردن غیبت فاطی خانمو میکردن که داشت جلوی خودشون تو کوچه فرش میشست اینقدر بلند حرف میزدن که من واضح فهمیدم چی میگن اولش خندم گرفت ولی بعدش دلم خواست خونه ی ما هم تو کوچه بود نه تو یه مجتمع آپارتمانیه کاملا ساکت و حفاظت شده حسودیم شد بهشون مخصوصا وقتی از آسانسور اومدم تو طبقه ی خودمون به صداها گوش کردم هیچ صدایی نمیومد در رو باز کردم اومدم داخل مستقیم تو اتاقم و نت ...درسته خوبه اما ما خودمونو حبس کردیم تو دایره ی تنهایی خودمون ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
به مامانم میگم حاج خانم اصلا توجه نمیکنه تا میگم مامی میگه بله دخترم؟ مامی میونه ی خوبی با عرب جماعت نداره نمیدونم چرا مکه رو دوست داره؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
طرف پستمو باز نشر میکنه لایک هم میزنه تند و تند هم تلنگر میزنه ولی دنبالم نمیکنه الان ایشون اسمشون چیه؟