نامم حسین بود
در کوچه های بی پناهی
تا مرگ سایه ام را گرفت از شما
به شیونی مهیب
تمام دشمنانم
چون دوست گریه می کردند
طنز غریبی است
که مرگ را
از زندگی دلپذیرترید
همیشه هم شنیده بودم پیشتر
که مرده شیرین می شود
@اِبی بن بست. . . همین دیروز از اینجا رفت ، اونی که با دل ِ من حرف ِ فردا زد ... شاید قلبش گرو بوده تو دستای ِ یکی دیگه ، شاید جسمش اینجا بود ولی قلبش یه جا دیگه ، شاید یک روز ناخواسته ببینه با دل ِ تنهات چه کرده ، شاید بشه بهش بازم بگی که دوسش داری ُ دوسش داری و برگرده . . . دوسش دارم ُ دوسش دارم و برگرده ، همین دیروز از اینجا رفت اونی که با دل ِ من حرف ِ فردا زد . #هامون-اجتماعی
حکایت شیری که عاشق آهو شد
شیر نری دلباختهی آهوی ماده شد.
شیر نگران معشوق بود و میترسید بوسیله حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ...
گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه
برای شنیدن صدای كه دوستش میداری همین لحظه هم بسیار دیر است، افسوس خواهی خورد زمانی را كه آن سوی سیم ها كسی بی احساس میگوید: برقراری ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمی باشد !!!!
@بـهـــار برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد