اِبی بن بست. . .
کــاشـــ میـــــــــ دانـستـمـــ چــطـــور بــ ه صبـــح بـرسـانـمــــ تــمـــامـــِ شبــــ ـــهـایـی را کـــ ه بــا رفـتـنـتـــــ یــلـــدا شـــدنـــد ...
اِبی بن بست. . .
هععععععی روزگار....گاهی دلم برای خودم تنگ می شود.....
اِبی بن بست. . .
چشمهـ ـایت سیـ ـراب سـ ـراب و نـ ـگاهـ ـم، تـ ـاول زده از تـ ـابش تشنـ ـگی.... بـ ـرویـ ـم دعـ ـای بـ ـاران بخـ ـوانیم .... تـ ـو بـ ـا دل مـ ـن مـ ـن بـ ـا دل تـ ـو.... بـ ـاور کـ ـن بـ ـا لبخنـ ـد چتـ ـرهایمـ ـان بـ ـر می گـ ـردیم ....
اِبی بن بست. . .
در رد پایــ تــو یکــ قطره اشکــ میکارمـ.... روزیــ که برگردیــ گلهایـــ سبز گریه امـــ بــــــــــه پیشواز قدمهایتـــــــــ میشکفــــند .....
اِبی بن بست. . .
من تشنه یک لحظــه تمــاشای تــوام افســــوس که یک لحظه تماشای تو رویـــاست ...
اِبی بن بست. . .
اگر بدانی وقتی پشتم ايستـاده*ای وقـتی هــرم نفـس*هـايــ*ت را حــس ميـكنم ... چقــدر شكــ*ست نـاپـذيـر ميشـوم ! مــ*ن خـودم را رهـــ*ا كـردم.. بـاز كن آغـوشـ*ت را ... لــطــ*فـــ*اً !
اِبی بن بست. . .
تو رفتی ُ انسان ــــاعتش را با ــــفر ِ هجران تنظیم کرد !! .. تو رفتی ُ زمان آغاز شد !! ... عدد آغاز شد !! ... و شمردن(!) آغاز شد ...
اِبی بن بست. . .
حـالا کـه رفـتـه ای . . .
بـاد هـو هـو . . .
بـاران شُـر شُـر . . .
و مـ ـن هِـق هِـق مـیـکـنـم !
اِبی بن بست. . .
دوستان این دفعه دیگه جدن شب بخیر.... کارمو کردم برای امشب