اِبی بن بست. . .
محکمتر از آنم که برای تنــها نــبودنم آنچه را که اسمش را غــرور گذاشته ام برایت بــه زمیـــن بکوبــم احـساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیــــر بودی...
اِبی بن بست. . .
وقتی سرفه ام می گیرد ،
همه با لیوانی آب به سراغم می آیند اما وقتی دلم می گیرد، .... هیچ ...
اِبی بن بست. . .
دَر و دیـوآر اتـآقـَمـ بـوی ِ خون میدهَـد مَـن امـشَب ... تَـمآمـ وابَستگے امـ ب ِ تـو را ب ِ تـیغ ْ کشیـده امـ
اِبی بن بست. . .
چه لذتی دارد ... قفل در شکسته باشد... تمام وسایل آب از آبشان تکان نخورده باشد ... و دیوارت غرق هزاران یادگاری شده باشد ... جانت در جاده مانده باشد ...!! و حالا تا چشم کار میکند خطاب شدن ببینی ...!!! خوابت را کنار دسته کلید بگذار .. خیره شو ... آنقدر که باور کنی بی صدا آمده اند ... که حرمت نگه دارند ... بی سبب نوشته اند ... که دلیل به دل نمی خورد ... بی هوا رفته اند ... که هوایشان را نکنی ....!!!!
اِبی بن بست. . .
بگذار این مردم
هر چه دل شان می خواهد، بگویند
تو خورشید منی
حتی اگر
از پشت کــــوه آمده باشی !
اِبی بن بست. . .
از کویـــــر آمده امــ چشممــ از خاطره ریگ پُـــر است ابــــرـ مــن باش و دلــــمـ را بتکان . . .
اِبی بن بست. . .
نقابم کو
اینجا همه نقابی بر چهره دارند
می خواهم همرنگ جماعت شم
اینجا صداقت تاوان دارد
نقابم کو
اینجا بوی یکرنگی نیست
نقابم کو؟
اِبی بن بست. . .
لعنت به اونایی که نه لیاقت موندن دارن نه جسارت رفتن هی میرن و برمیگردن و گند میزنن به زندگی آدم
اِبی بن بست. . .
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای
اِبی بن بست. . .
دِلـَـــــمــ ؛ گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد ! گـ ـاهے میــ ـسوزَد ! ... ... و حَتے گــ ـاهے ، گــ ـاهے نـَ ـه _خِیــلے وَقتـــ هـ ـا_ میـــ ـشِکَند ! امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَـ ـد ...