اِبی بن بست. . .
چه بیایی چه نیایی مهم نیست................. دیگر احساسی در من نمانده............. یادت نیست.........نه یادت نیست............ با یک خداحافظی مرگ احساسم را جشن گرفتی....!!!!دیگر از آمدنت چه سود...........!!!!!!!!!
اِبی بن بست. . .
اگر دست من بودی "ی" را اینقدر میکشیدم تا صاف بشه ! بشه "ا" ! اون وقت هیچ چیز "بی تو" نبود ، همه چیز "با تو" میشد !
اِبی بن بست. . .
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند... به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
اِبی بن بست. . .
من به هر تحقيري که شدم با صداي بلند خنديدم ...
نام مرا گذاشتند "با جنبه" بي انکه بدانند
خنديدم تا کسي صداي شکسته شدن قلبم را نشنود...!
اِبی بن بست. . .
اگر یاد تو نبود ،... حال من از تنهایی گرفته بود ...، اگر تو نبودی ،... دلم به چه کسی خوش بود. ...دلم به تو خوش است ...، که تو هستی و دلم در پی تو است ....
اِبی بن بست. . .
ادم همه جا میتونه خوده واقعیش باشه به خوده ادم بستگی داره که بخواد روراست باشه یا نه اگر نخواد میتونه هم توی دنیای واقعی خودش نباشه همینطور برعکسشم هست....
اِبی بن بست. . .
ادم اگر بخواد با کسی رو راست باشه دنیای مجازی ، غیر مجازی نمیشناسه... همه جا میشه صافو صادق بود
اِبی بن بست. . .
الان به چه نتیجه ای رسیدین؟؟؟؟؟؟؟
اِبی بن بست. . .
اینجا زمین است.....
هیچ چیز عجیب نیست.....
آدم ها آرزوهایت را مثل سیگار دود می کنند..........و به آسمان می فرستند...!!
اِبی بن بست. . .
شاید درست باشه ...اما خودم ساده ام همون چیزیم که باید باشم عینه زندگیه عادیم چون واقعا من اینجا دوستایی دارم که از 100تا دوست واقعی بهترن....پس دلیلی ندارمو نمیبینم که بخوام باهاشون 2رو باشم بخوام خودمو بزرگ کنم