دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اِبی بن بست. . .

هر چیزی قابل دونستن نیست . . . هرکسی هرچیزی که باید بدونه میدونه.... درباره »
اِبی بن بست. . .
مرد - متاهل
امتیاز: 9208

دنبال‌شدگان

(507 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(649 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

و یه جای دیگس اما اینجا.... خودمم پیش ِ هوش و حواسم بودم

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

راحت نوشتیم بابا نان داد... بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان ، همه جوانیش را داد...

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

ای کاش در بـچگـی آنقدر خــوشحال نبـودم بــــــایـــد..... کمـــی هـــم بــــــرای امروزم مـــی گذاشتم لازم مـــی شد!!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

ترجیح میدهی حقیقتی آزارت دهد یا اینکه دروغی آرامت کند ؟!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

شب از نیمه گذشته بود ، من بودمو تنهایی ، سکوت بود و سکوت ، حرکت عقربه های ساعت کند شده بود ، چند روز بیشتر از رفتنش نگذشته بود ، رفتنش با یکی دیگه دل بیقرار او بود اما ، اما عقل می گفت بر نمی گرده بخواب.

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

بهش گفتم میروی؟ گفت آری! گفتم برخواهی گشت؟ گفت نه! گفتم من هم بیام ؟ گفت نه . آنجا که من میروم جای دونفر است نه سه نفر! بعد چند لحظه من هم رویم را از او برگرداندم . به من گفت تنها کجا میروی ؟ گفتم آنجایی که من میروم جای یک نفر است نه چند نفر! من رفتم و او هم رفت. بعد از گذشت زمان و سالیان دراز بر سر مزار من آمد و برایم گریست که چرا آن روز مفهوم حرفم را نفهمیده است.

اِبی بن بست. . .
129087281915.jpg اِبی بن بست. . .

تفریح بچهای قشر ضعیف...

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

باور کن حسادَتـــ دارد وقتی از این همــِ تو سهمــ ِ من فقط مرور ِخاطراتی اندک بآشَد!!!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

@حی علی الـ عزا ./ 1-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟ ۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟ ۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟ ۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

من یکیو ناراحت کردم..... یعنی منظورمو بد گفتم ازم ناراحت شده فکر کنم قهر کرده... ببخشییییید @BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببینم)

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

تمام هستی منی، غمناک اما، دوست داشتنی ....

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

@حی علی الـ عزا ./ واااااااای تو دنبالر قاتل پیدا شده......!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

تو زندگیت به بعضیا باید بگی : من چشم میذارم ... تو فقط برو گمشو

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

بــــــالا بــــــروے ؛ پـــــایـــــین بیـــــایـــــے ... بے فـــایـــده اســـت ؛ مـــن تـــو را هــــــمیـــنجــــــــــا ، میـــان بـــازوانـــمــ میـــخـــواهـــمـــ ... !

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ ... پدر نبود ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود گفتند : رفته گل ... نه گلی گم ... دلش گرفت یعنی که از اجازه بابا خبر نبود هجده بهار منتظرش بود و برنگشت آن فصل های سرد که بی درد سر نبود ای کاش نامه ای ، خبری ، عطر چفیه ای رویای دخترانه او بیشتر نبود عکس پدر ، مقابل آیینه ، شمعدان آن روز دور سفره به جز چشم تر نبود عاقد دوباره گفت وکیلم ؟ ... دلش شکست یعنی به قاب عکس امیدی دگر نبود او گفت با اجازه بابا ، بله بله مردی که غیر خاطره ای مختصر نبود

این ارسال را بازنشر کرده است.