اِبی بن بست. . .
ما تار و پود بدبختی را خود می بافیم و نام آن را می گذاریم : " سرنوشت " .....
اِبی بن بست. . .
.تو بردی ... همه هورا کشیدند ... دست زدند ... حالا پاهایت را از روی خورده های دلم بردار...
اِبی بن بست. . .
و دلم... کسی را می خواهد که مثل هیچ کس نبود و دلم... ... کسی را می خواهد که مثل هیچ کس نیست... در سکوت سنگین این خانه دلم بد جوری می گیرد بمیرم برای دلم".
اِبی بن بست. . .
آنان که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند نمی دانند پاییز همان بهــــــــــــــــــــاریست که عاشق شده است...
اِبی بن بست. . .
آدم هـا کـه " عـوض " می شونـد ... از " سـلام " و " شـب بـخیـر " گـفتـنشان مـی شود ایـن را فـهمیـد ! از "بوسه هایشان " از " حـرف هـا " و " نـگاه هـا " ... از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند
اِبی بن بست. . .
صبر کن ..........یک لحظه بایست.............. تکلیف دلی که عاشقش کردی ..........چیست...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اِبی بن بست. . .
مــــن در اين تاريکی... فکر يک برّهء روشـــن هستــم... تـــا بــيايــد عـلـف خـسـتـگیام را بـچــرد...