اِبی بن بست. . .
وصیت بزبز قندی به بچهاش....
اِبی بن بست. . .
سلللللللللللام به همه......
اِبی بن بست. . .
پشت چراغ قرمز،پسرکی با چشمانی معصوم ودستانی کوچک گفت:چسب زخم نمیخوای؟ پنج تا صد تومان... آهی کشیدم و باخود گفتم: تمام چسب زخمهایت را هم که بخرم، نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای تو...
اِبی بن بست. . .
چی میشد اگه بالشت شما میتونست خواب های شما رو ضبط کنه و صبح وقتی بیدار شدی اونو به کامپیوتر وصل کنی و خواب هات رو دوباره ببینی
اِبی بن بست. . .
باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست ، نفسم میگیرد در هوایی که نفسهایت نیست..!