گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود ... گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد ... گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود ... گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد ... ... گاهی آرزو میکنم ای کاش ... دلی نبود تا تنگ شود ... تا خسته شود ... تا بشکند ..
سهم من فروش گل سهم خواهرم فروش تن این شد سهم ما از زندگی
من تن فروشی این دختر را ننگ نمی دونم چون می دونم مجبور شده که به همچین کاری تن بده.
اگه یه خورده توجهی کنی منظور من سهم زندگیش که هست چرا یه خانواده برای سیر کردن شیکم مجبور به همچین کارهایی باشن و یه خانواده دیگه خیلی را راحت بتونه اختلاس کنه و بعضی ها بگن دیگه کشش ندین.
سهم این دخترها کجاست؟؟؟ غیر اینه که سهم اینا بالاتری ها می خورن؟؟؟
خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخند مو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی من به اینا کار ندارم دلم واسه تو تنگ شده .
@پـریـسـا مــــی گــــویــنــد ساده ام... مـــی گـــویـــنـــد تو مرا با یـک جمــــله، یـــک لبـــــخـند، بــه بازی می گیری! مــــیگـــــوینــــد ترفنــدهایت، شیطنـــت هایت و دروغ هایـــت را نمی فهمم! مــــیگویند سادهام... اما تو این را باور نکن... من فقـــــط دوستـــــت دارم، همیـــــــــن!!! و آنــــها ایــــن را نمیفــــهمنــــد!