اِبی بن بست. . .
مینویســــم نامه و روزی از اینجا میروم... با خیال او ولی تنهــای تنــــها میروم ...در جوابم شاید او حتی نگویــد کیســــتی؟ ...شایـــد او حتی بگوید لایــق من نیســــــــتی! ...مینویسم من که عمــــــری با خیانــــت زیستم ...گاهی از من یـاد کـــــن اکنون که دیگـــر نیستم ....
اِبی بن بست. . .
تو را دوست دارم وقتی که میان غم گم میشوم و در اغوش تو پیدا میشوم ....تو را دوست دارم وقتی در میان دلتنگی ها درمیان چشمان تو پیدا میشوم ....تو را دوست دارم ان زمان که از صدای قلبت از خواب بیدار میشوم ....تو را دوست دارم....
اِبی بن بست. . .
اسمت رو روی سیگار نوشتم تا بسوزه وقتی سیگارتموم شدفراموشت کنم ولی نمیدونستم که هرپک به سیگار میزنم اسمت میره تو نفسم ....
اِبی بن بست. . .
آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبود ، بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود!