اِبی بن بست. . .
آره من اونم که گفتم واسه چشم تو ديوونم ، آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم ، ولى پس دادى نگامو زير رگبار غرورت ، من فقط يکم شکستم خوب نگام کنى همونم .....
اِبی بن بست. . .
در کشور ما شاهی بود برای سرگرمی خود بازیی ساخت که دو تفر بر روی ترازو بروند و هرکس وزنش کمتر بود کشته شود. که از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم من برای اینکه یارم زنده بماند 10 روز غذا نخوردم روز مسابقه من خود را سبک گرفتم غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود....
اِبی بن بست. . .
ما بریم شام بعدشم یه تفحص درباره این دفترچه کنکور کنیم ببینیم چیه بعد بیایم
اِبی بن بست. . .
باید یه نفر از ما ، از خاطره ها رد شه !! من یا "تو" ؟ نمیدونم ! باید یه نفر بد شه ...!! من پیش "تو" آرومم .. "تو" پیش من آشوبی .. انقدر به من بد کن .. باور نکنم خوبی !!!
اِبی بن بست. . .
و چه زیبا گفت فروغ : تنها صداست که میماند....! و امان از صدای " تو " ... که ابدی شد در گوش من !!
اِبی بن بست. . .
خدایا...!! از تو دلگیرم... گفته بودی حق انتخاب داری! پس چرا انتخابم در کنار دیگریست؟؟!!؟؟
اِبی بن بست. . .
دیگه رفته از کنارم...اونی که یه روزگاری واسه من دل می سوزوند و حالا شد یه یادگاری ...دیگه رفته از کنارم.....اونی که فقط با من بود اون نگاه پر اشکش ، خیره تو نگاه من بود..