دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اِبی بن بست. . .

هر چیزی قابل دونستن نیست . . . هرکسی هرچیزی که باید بدونه میدونه.... درباره »
اِبی بن بست. . .
مرد - متاهل
امتیاز: 9208

دنبال‌شدگان

(507 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(649 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

و یه جای دیگس اما اینجا.... خودمم پیش ِ هوش و حواسم بودم

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

امشب از آن شب هایی است که ، دلم هوای آغوشت را کرده افسوس که جز پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم . .

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

از شنیدن *عزیزم* در صحبتهای دختران ذوق نکنید به عطسهء گربه ها هم همین واکنش رو نشون میدن!!!!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

@پـریـسـا سیللللللام

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

بچها دوستای خوبه خودم شب همگی بخیر..... حوصلم تعطیله اعصابم خرابه....دلم میخاد بخوابم که بیدار نباشم شاید درست شم ماکه به قوله یکی از بچها رفتیم سراغه کپه مرگه.... شبتون خوش

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

عشق.عشق.عشق.از این کلمه متنفرم.چشم هایم بخاطر فهم این کلمه هر روز میبارند

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

دراغوشت که مرامیگیری انقدرارام میشوم که یادم می رود نفس بکشم!!!!!.............

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

سالهاســــت عبور کرده ام از خویش . . یادم بخیــر . . .

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

داستان غم انگیزی است دستی که داس را برداشت همان دستی است که یک روز در خواب های مزرعه گنــــــــــدم کاشت ......!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

شکستن دل به شکستن استخوان دنده می‌ماند ... از بیرون همه‌چیز روبه‌راه است ... ! اما هر نفس ... درد ا‌ست که می‌کشی ... !!!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

دروغ محضه!!!! این روزها “هواشناسی ” دروغ می بافد … آه که چقدر هوای ” بی ” سرد است … ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــرد!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

تا کی بگم ای خدا مگه دل درد آشنام هرچی کشیده بس نیست رنجی که دیده بس نیست

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

چقدر حرف هست و من فقط سکوت میکنم آمدنت را سکوت کردم داشتنت را سکوت کرد م رفتنت را سکوت کردم انتظار بازگشتت را هم... حالا نوبت توست ... باید در سکوت به تماشا بنشینی سوختنم را ...

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

هی عنكبوت غم، نتن بهر من تار غصه.... كه پروانه ی دل من بالاتر از تو به سوی اوج پرواز می كند خیالت را خوش نساز كه نسیم و بادی پروانه ام را به تار تو سپارد چرا كه آن روز باشد لحظه ی افتادن تو كه آتش شوق پرواز من به سوی اوج، خواهد سوزاند دام پوشالی تو را نتن بهر من تار غصه... كه پروانه ی من به اوج فكر می كند آری،نقطه ی اوج كه بی تاب است پروانه ام برای نشستن بر دستان مهربانش تا خاكستر شود از گرمای عشق و مهربانیش خدای مهربانم دوستت دارم پروانه ی دلم به شوق تو به سوی تو می آید...........

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم حتی برای #“تـــــــــــــــــــــــو” که سالها منتظر در زدنت بودم . . .