اِبی بن بست. . .
بـــه کــدامین کتــاب مقدس دنیـــا ســوگند بخـــورمـ؟ کـه از یــــاد عــاشقـــان واقعی ات نخـــواهی رفتــ؛ حتـی اگـــر تــو را... بـــه آخـــرین صفحــــات تـــاریخ تبعید کــــرده بـــاشند!!!
اِبی بن بست. . .
بــــه نــوای کــدام لالایــی، وجــدانت را خــوابانده ای، که اینچــنین بــی خــیالی
اِبی بن بست. . .
بــــــــــزن باران که دین را دام کردند، شــــــــــــکار خلق و صید خام کردند بـــــــــــــــزن باران خدا بازیچه ای شد، که با آن کــــــــــــــسب ننگِ نام کردند
اِبی بن بست. . .
مرا به تختم ببندید..... و تنهایم بگذارید..... هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم هم به سراغم نیایید..... من دارم او را ترک میکنم
اِبی بن بست. . .
خداوند پرسید : میخوری یا میبری ؟ گفتم میخورم ، اما افسوس که نمیدانستم لذت ها را میبرند و غصه ها را میخورند
اِبی بن بست. . .
تقصیر خودم بود ...پر رنگ نوشتمت ! سخت پاک میشوی...
اِبی بن بست. . .
عاشق شدن درد کشیدن، رنجیدن و اعتراض کردن یعنی که هنوز نمردهایم ....! مــــــن را به تـــــابوت ِ بیتفــاوتیها نکشــــــــان !
اِبی بن بست. . .
نویسنده ها "سیگار" میکشند شاعرها"هجران" نقاش ها "تابلو" زندانی ها "تنهایی" دزدها "سرک" مریض ها "درد" بچه ها "قد" و من برای کشیدن "نفس های تورا" انتخاب میکنم
اِبی بن بست. . .
حالا که رفته ای
به درک !
فقط این منی که عاشقت بود را
پس بده لطفا
اِبی بن بست. . .
رفتنت کافی نبود؟ حالا داری در شعرهای دیگران پرسه می زنی؟! شعرم را حلالت نمی کنم اگر بین واژه های نامحرم ببینمت...
اِبی بن بست. . .
هیچ کس نخواهد دانست که روی سخن من با که بوده است با خداوند خویش که چون زنی زیباست یا با زنی زیبا که خداوندگار زندگی من بوده است !
اِبی بن بست. . .
وقتی دیدی ناراحتی یا خوشحالیت براش فرقی نمیکنه,دیگه وقتشه فراموشش کنی.
اِبی بن بست. . .
سکوت متن راحتی است که به اشتباه تعبیر میشود . . .