اِبی بن بست. . .
خـاطـراتت بـوسه هایت و لمس حس بـودنت را هـمه و همه را بــه دست سرد بـاد سپـردم یــاد تـو فـــرامـوش.....!
اِبی بن بست. . .
دوتا پا داری.... دو هزارتای دیگر هم که قرض بگیری.....! این زمین لعنتی بـــــــــــدجوری گرد است. ما به هم میرسیم باز هم
اِبی بن بست. . .
پاره شو
یک
دو ...
…..
نود و نه
….
صد…
به نخ می کشم
دانه دانه دروغ هایت را
تا از سر گیری
دوباره
ذکر های عاشقانه را… .
اِبی بن بست. . .
چیزی شبیه به “معجزه” است. وقتی هر شب به خیر می گذرد بی آنکه کسی به تو بگوید “شب به خیر
اِبی بن بست. . .
به سلامتی اعتماد که سالها طول میکشه بدست بیاد و یک شبه میره!!!
اِبی بن بست. . .
نرو دستم به دامانت ،
نگو دیگر نمی آیی ،
که میمیرم غریبانه ،
امان از درد تنهایی . .
اِبی بن بست. . .
من فعلا برم دوباره میام... بریم یه فیلم ببینیم
اِبی بن بست. . .
از آجیل سفره ی نوروز ، چند پسته ی لال مانده است ، آنها که لب گشودند ، خورده شدند ! آنها که لال ماندند ، می شکنند ! دندانساز راست میگفت : پسته ی لال ، سکوتش دندان شکن است
اِبی بن بست. . .
بعضیها عوض میشوند ...
بعضیها عوضی... . .
چه غوغایی به پا میکنند این کلمات ...!
ولی انتخاب همیشه با شماست...
اِبی بن بست. . .
تو دروغ میگویی تا ... من خوشحال شوم و من احمق میشوم تا ... تو دلگیر نشوی ... !!!
اِبی بن بست. . .
چه بیایی چه نیایی مهم نیست................. دیگر احساسی در من نمانده............. یادت نیست.........نه یادت نیست............ با یک خداحافظی مرگ احساسم را جشن گرفتی....!!!!دیگر از آمدنت چه سود...........!!!!!!!!!
اِبی بن بست. . .
فلانی ؟ می دانی ؟ می گویند رسم زندگی چنین است : می آیند ، می مانند ، عادت می دهند و می روند ، و تو در خود می مانی ، و تو تنها می مانی ، راستی نگفتی ؟ رسم تو نیز چنین است ؟ مثل همه ی فلانی ها ؟
اِبی بن بست. . .
آنـــکس کـــه مــي گــفت دوســـ ــــتم دارد عــــاشـــقـــي نـــبـــود ک به شـــ ــــوق مـــن امده بـــاشـــد رهـــ ــــگـــذري بـــود کــــه روي بـــرگهاي خـــشـــک پـــايــيـــزي راه مـــي رفــــت صــــ ــــداي خـــش خـــش بـــرگـــ ـــها همــان اوازي بــــود کـــه مــــن گـــمـــان مـــي کـــردم مــيــگويــد: دوســـ ـــــتـــــ ـــــت دارم