اِبی بن بست. . .
در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی !
اِبی بن بست. . .
تک تک روزهايم را ميسوزانم ، تا چشمکي شوم براي شب هاي بي ستاره ات . . .
اِبی بن بست. . .
چه داروی تلخی است : وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . .
اِبی بن بست. . .
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .
اِبی بن بست. . .
بے تـــــو چشـــــم دیدن چیــزهایے را که با تـــــــو دیده ام را نــــدارم......
اِبی بن بست. . .
هنوز حوصلهء عشق در رگم جاری است نمرده ام که غمت را به چاه می گویی
اِبی بن بست. . .
مامان پشت در حمام : مهدی!
مهدی : من تو حمومم بله.
- حمومی؟
- نه په نه تو ترافیک همت ام!!
- مسخره منظورم اینه که داری دوش میگیری؟
- نه په نه دارم رانندگی میکنم!
اِبی بن بست. . .
آقای دست و دل باز تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون می زد توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد. افسره رفت بهش گفت: بدبخت! آنقدر حرص ماشینت رو زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ قطع شده! آقاهه یه نگاه کرد به دستش گفت: یا حضرت عباس، ساعتم!
اِبی بن بست. . .
تو کیستی؟ هان؟ یادم آمد.... تو همانی که روزی با پاهایت آمدی و نماندی و رفتی! ......و من.. من همانم که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم و ماندم….
اِبی بن بست. . .
انقدر غمم زیاده دارم میسوزم اینجا.... ولی خیالتم نیس دارم میمیرم اینجا....
اِبی بن بست. . .
عشق واقعی چیزی است که دو عاشق واقعی همیشه باید جدا از هم زندگی کنند . . .
اِبی بن بست. . .
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم . . .
اِبی بن بست. . .
گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي من شکستم هر دو را گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشي مغرورانه ات شکستي تو مرا