اِبی بن بست. . .
به پایان رسیده ام امــــــا نقطه نمـــــی گـــذارم یک ویرگــــول می گذارم این هـــم امیدیست...
اِبی بن بست. . .
خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن
اِبی بن بست. . .
حــــــال ِ مــــــــن یعــــــنــــــــی یک قـــــــدم از افســـــــردگـــــــــی آن طرفـ تــــــر....
اِبی بن بست. . .
دیدی چه شد پایان آن عشقی که فریادش زدی؟ با آن همه زوری که تو از بهر ایجادش زدی گفتم صبوری پیشه کن تا گرم باشی تا ابد خاکستری شد آتش عشقت زبس بادش زدی
اِبی بن بست. . .
از آن روز تا به امروز تنهای تنها مانده ام
دل به هیچکس ندادم و هنوز با غصه ها مانده ام
نمیتوانم فراموشت کنم ، محال است روزی بیاید که یادت نکنم
یا با دیدن عکسهایت گریه نکنم
اِبی بن بست. . .
این روزها کسی توی ِ گلویم بسط نشسته است ببین نفس های ِ خیسم را ..!
اِبی بن بست. . .
هیچ کس کسی را که میخواهد پیدا نمیکند.. ما انسانها یا دیر بهم میرسیم... یا آنقدر زود که نمی فهمیم...! .